عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩
٥- آفات اخلاص آفتهايى كه اخلاص را تباه مىسازند، به شكلهاى مختلفى بروز مىكند كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
١- ريا و خودنمايى و جلوه دادن عمل براى جلب توجّه مردم.
٢- توقع پاداش از ديگران يعنى اينكه شخص كارى انجام دهد و توقع داشته باشد كه در قبال آن كار، ديگران به او پاداش بدهند.
٣- انجام عمل براى غير خدا، مانند جنگ براى قوميت، مليت، نژاد و غيره.
«قزمان» كه از دار و دسته منافقان بود از جنگ احد تخلّف كرد. زنان طايفه بنىظفر، او را سرزنش كردند و گفتند: اى قزمان! مردان به جنگ رفتند و تو ماندى، آيا حيا نمىكنى كه طايفه تو در جنگ باشند و تو اينجا بمانى؟ تو مثل زنان هستى.
سخن زنان، قزمان را- كه به شجاعت شناخته مىشد- به غيرت آورد آن چنان كه سلاح برداشت و به ميدان نبرد شتافت. زمانى به سپاه اسلام رسيد كه رسول خدا (ص) به آرايش نظاميان مشغول بود. هنگامى كه حمله آغاز شد به دشمن حمله كرد و دليرانه جنگيد و شش يا هفت نفر از مشركان را به قتل رسانيد. بعد از جنگ، اصحاب در حضور پيامبر (ص) شروع به تمجيد و تعريف او كردند. آن حضرت فرمود: او از اهل آتش است.
بعد خبر آوردند كه قزمان شهيد شده است. رسول خدا (ص) فرمود: خداوند آنچه را بخواهد انجام مىدهد. لحظهاى بعد خبر آوردند كه قزمان خودكشى كرده است.
پيامبر (ص) فرمود: گواهى مىدهم كه من فرستاده خدا هستم.
«ابان» مىگويد: پس از اينكه قزمان در جنگ زخمى شد، او را به خانههاى «بنىظفر» منتقل كردند. مسلمانان به او مىگفتند: اى قزمان! بشارت باد تو را كه امروز از خود شجاعت نشان دادى و از آزمايش سربلند بيرون آمدى.
قزمان گفت: مرا به چه بشارت مىدهيد؟ سوگند به خدا من فقط در راه «نژاد و قبيلهام» جنگيدهام؛ اگر چنين نبود هرگز به نبرد نمىپرداختم، چون زخم قزمان شدّت گرفت از مخزن سلاح خويش سرنيزهاى بيرون آورد و خود را با آن كشت. «١»