عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٤
برنامهريزى درست و حساب شده برخوردار بود. در اينجا به بيان پيكار خندق بسنده مىكنيم.
قريش و قبايل متحد آن براى نابود ساختن اسلام لشكرى كه تعدادشان به دههزار تن مىرسيد، با تمام امكانات جنگى، آماده كردند. خبر به پيامبر (ص) در مدينه رسيد. آن حضرت با يارانش در اين باره به شور نشست. سلمان فارسى گفت: ما در فارس هنگامى كه از ناحيه دشمن مورد هجوم قرار گيريم، خندق حفر مىكنيم. تا از مواضع مشخص با دشمن روبهرو شويم. «١» طرحپيشنهادى سلمان مورد تصويب قرار گرفت. در پى آن رسول خدا (ص) محل حفر خندق را بين هر دسته و قبيلهاى با تقسيم بندى خاصى مشخص كرد. به اين ترتيب حفر خندق قبل از آمدن احزاب به پايان رسيد. هنگامى كه احزاب با سدّ دفاعى بزرگى كه مانع هجوم آنان به مدينه بود روبهرو شدند، دچار حيرت شده براى مدت طولانى پشت اين سدّ ماندند. سرانجام، مشركين بعد از كشته شدن عمروبن عبدود به دست اميرمؤمنان، على (ع) و اجراى طرحهاى اصولى پيامبر (ص) در جهت پراكندن آنها، طعم تلخ شكست را چشيدند. «٢» بدين ترتيب، سپاه كفر براى هميشه توان هجومى خود را از دست داد و جمله پيامبر (ص) كه فرمود:
«الآنَ نَغْزُوهُمْ وَ لايغْزُونَنا» «٣» تحقق يافت. «٤»