عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٩
ج- در سريه ذات السلاسل:
در اين نبرد سهبار لشكراسلام شكست خورد و با تحمل تلفاتى به مدينه بازگشت. بار چهارم رسول خدا (ص) فرماندهى را به اميرمؤمنان (ع) سپرد و فرمود: اين فرد بسيار حمله كننده است، از ميدان نبرد نمىگريزد. سپس براى آن حضرت دعا كرد.
حضرت على با شناخت و اطلاعاتى كه از محل ديدبانها و مواضع دشمن داشت، مىدانست كه يكى از علل شكست سه فرمانده قبلى اين بود كه در ديد دشمن حركت مىكردند و غافلگير مىشدند. از اين رو، نيروها را از مسير اصلى به سوى عراق منحرف ساخت، بگونهاى كه لشكريان فكر كردند وى هدف ديگرى دارد. پس از طىّ مسافتى مسير سپاه را به طرف دشمن تغيير داد و آنها را از ميان كوهها و درّهها پيش برد. شبها حركت مىكرد و روزها در كمين مىنشست. با اين تاكتيك از چشم ديدبانان دشمن در امان ماند. دشمن را دور زد و به نزديكى سنگرهاى دشمن كه رسيد دستور داد تا دهان اسبها را بسته و زنگها را بگشايند. سحرگاه دستور داد تا دهان اسبها را بازكنند و بر دشمن غافلگير شده، يورش برند. بدين ترتيب، آن حضرت بدون تحمل تلفات، بر دشمن غلبه كرد و پيروزمندانه به مدينه بازگشت. در اين هنگام، سوره «والعاديات» نازل شد. «١» اميرمؤمنان (ع) در اين نبرد به واسطه دو چيز، دشمن مغرور را غافلگير ساخت.
١- داشتن اطلاعات دقيق از دشمن و ديدبانان آنها.
٢- رعايت كامل حفاظت اطلاعات از طريق استتار و اختفا و رد گم كردن و د- در فتح مكه:
فاصله مكه تا مدينه ٤٥٠ كيلومتر است. رسول خدا (ص) تصميم گرفت با نيرويى به استعداد ده هزار نفر اين فاصله را بپيمايد و مكه را فتح كند. پيامبر (ص) اطلاعات كافى از مكه داشت، ليكن سعى آن حضرت اين بود كه از انتشار خبر جلوگيرى كند و قريش را