عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٧
و هنگامى كه دشمن در منطقه عملياتى مستقر شد، حباب بن منذر را براى شناسايى تعداد نفرات و تجهيزات دشمن اعزام كرد.
رسول خدا با جمع آورى اين اطلاعات دقيق از دشمن توانست در نبرد احد ابتكار عمل را به دست گيرد و با موضع گرفتن در دامنه كوه احد، دشمن را در وضعيّت نامساعد و شرايط بدى قرار دهد؛ زيرا آن حضرت در يافته بود كه استعداد دشمن (نيرو، سلاح، مركب، عوامل تقويت روحيه و ...) سه برابر استعداد نيروهاى اسلام است.
از اين رو مىبايست بهترين موضع را براى گسترش وآرايش نيروهاى خود برگزيند تا با داشتن زمين برتر و با استفاده از موانع طبيعى، ابتكار عمل را در دست گيرد و بدين وسيله استعداد نيروهايش را تقويت نموده، از استعداد دشمن بكاهد. به همين جهت، نيروهايش را كه شمار آنها تنها به هفتصد تن مى رسيد در دامنه كوه احد گسترش داد و تنگه احد را با پنجاه تيرانداز زبر دست مسدود كرد. نيروى دشمن هر چند به سه هزار نفر مى رسيد، مجبور شد در زمين نا مساعدى مستقر شود ودر شيبى پايين تر قرار گيرد، بطورى كه نيروهاى اسلام بر دشمن تسلط كامل پيدا كرده، بر آنها برترى يافتند. در نتيجه، در اين مرحله نيروهاى اسلام پيروز شدند. «١» ب- درجنگ خيبر:
حضرت محمد (ص) شب هنگام مخفيانه بر دژهاى خيبريان فرود آمد. ابتدا دستور داد راههاى ارتباطى دژها را بسرعت قطع نمايند و مراكز حساس و مواضع استراتژيكى را به تصرف در آورند. يهوديان خيبر هر روز هنگام سحر براى انجام كارهاى روزانه از دژها بيرون مى آمدند. آن روز چون در دژها را گشودند. چشمشان به لشكريان پرتوان اسلام افتاد. بيل وكلنگ و ابزار كشاورزى را با ترس و وحشت برزمين انداختند وبا فرياد «محمد و لشكرش، محمد و لشكرش» به درون دژها پناه بردند و درها را محكم بستند. «٢»