عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٥٢
اطاعتشان از معاويه و نافرمانى شما از من است.» «١» * نتيجه سوم، اجراى دقيق طرحهاست. اجراى طرحهاى ارائه شده تا حدود زيادى در گرو فرمانبردارى نيروهاست. در غير اين صورت، بهترين طرحها و عالىترين نقشههاى نظامى و عملياتى به نتيجه مطلوب نمىرسد، چرا كه مسؤوليت اجرايى نقشههاى عملياتى بر عهده سربازانى است كه با اطاعت و فرمانبرى، آنها را از مرحله تئورى و تصور به مرحله تحقق و عمل در مىرسانند.
اينك به دو شاهد از جنگهاى صدر اسلام كه نشاندهنده تأثير اطاعت نيروها در پيروزى است توجه فرماييد:
الف- در جنگ خيبر براى فتح برخى از دژهاى مهم (نطاة) حملهاى به فرماندهى ابوبكر و سپس حملهاى به فرماندهى عمر صورت گرفت، ولى موفقيّتى به دست نيامد.
پس از هر حمله ناموفّق، هر يك از فرماندهان و نيروها يكديگر را مورد انتقاد قرار داده، به ترس و كارشكنى متهم مىكردند «٢» كه اين امر بيانگر عدم هماهنگى بين فرماندهان با و نيروها و عدم اطاعت نيروهاى زيردست بود.
براى آخرين بار، فرماندهى عمليّات به عهده حضرت على عليهالسلام گذاشته شد.
پيامبر (ص) به او فرمود: برو با اين جمعيّت به نبرد بپرداز و هرگز به عقب برنگرد. آن حضرت پس از دريافت مأموريت به راه افتاد. همين كه حركت كرد، سؤالى براى او پيش آمد كه بايد از پيامبر (ص) مىپرسيد. حضرت على (ع) در حالى كه رو به جبهه و پشت به پيامبر بود، اين پرسش را مطرح كرد:
«من تاكى با اينان بجنگم؟» پيامبر (ص) فرمود: تا وقتى كه به يگانگى خدا و رسالت من شهادت دهند. «٣» اين بار بود كه حمله با موفقيت صورت گرفت و آن حضرت، پيروزمندانه برگشت.