عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٩
ميدان رزم، يكى از مصاديق روشن تلاش پيگير و فعاليت بى وقفه است كه از حساسيتى ويژه بر خوردار است و با اندكى سهلانگارى، سستى و خستگى، ممكن است دشمن با استفاده از نقاط ضعف ما به اهداف خود برسد.
در جنگ صفين زمانى كه دشمن نفسهاى آخر خود را مى كشيد، به حيله و دروغ اظهار داشت: ما حاضريم بر طبق قرآن عمل نماييم و با شما صلح كنيم. در همين حال عدّهاى با اظهار خستگى، دشمن را در رسيدن به اهداف خود يارى دادند و گفتند:
اى على! اينك پس از نزديك دو سال نبرد، مردم از جنگ خسته شدهاند و تمايلى به ادامه جنگ ندارند. «١» با طرح اين مسائل، روحيّه گروهى تضعيف شد و دست از جنگ كشيدند و پيروزى قريب الوقوع را از دست دادند.
ه- اطاعت از فرماندهى:
اطاعت و عدم اطاعت نيروها از فرمانده خود و نيز فرمانبرى و نافرمانى فرماندهان رده پايين از فرماندهان رده بالا، در پيروزى و شكست نقش بسيار زيادى دارد. در كارهاى جمعى و تشكيلاتى بويژه در امور نظامى، زمانى طرحها و نقشهها جامه عمل مىپوشد و نيز هنگامى ركن رهبرى و ديگر اركان و تجهيزات، نقش خود را ايفا مىكنند كه نيروها مطيع و تحت فرمان بوده و دستورها و طرحها و نقشه ها را به بهترين شكل اجرا كنند.
يك گروه نظامى از جهت فرمانبردارى و اطاعت، به پيكر انسانى مى ماند كه كليه حركتهاى اعضاى آن از دستورات مركز واحدى به نام «مغز» پيروى مى كند، بطورى كه اگر عضوى از اعضا لحظهاى از فرمانبردارى سرباز زند، نه تنها آن عضو به و ظيفه خود عمل نكرده، بلكه موجب اختلال نظم در ديگر اعضا نيز شده است. در جمع نظامى نيز اگر فردى يا افرادى از دستورهاى فرمانده اطاعت نكنند، علاوه بر اينكه به مسؤوليتهاى خود عمل نكردهاند، نيروهاى ديگر را نيز از تلاش و تحّرك باز داشتهاند.