عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٤
پيامبراسلام (ص) فرمود: جنگ، خدعه و فريب است. «١» بدين ترتيب، اگر نيروهاى رزمى كار كشتگى و تجربه كافى نداشته و با پيچ و خمهاى ميدان رزم و شگردهاى آن آشنا نباشند، نمى توانند در برابر انواع تاكتيكهاى رزمى و طرحهاى فريبنده دشمن مقاومت كرده و موفق شوند. امام (ع) در اين باره فرمود:
«مَنْ لَمْ يُجَرِّبِ اْلُامُورَ خُدِعَ» كسى كه كارها را نيازمايد و به محك تجربه نگذارد، دچار فريب خواهد شد. «٢» همچنين در حديث ديگر فرمود: كسى كه تجربهاش اندك باشد، فريب مى خورد و آنكه تجربه اش بيشتر باشد كمتر فريب مىخورد. «٣» از اين حديث روشن مىشود كه در برخى از موارد نه تنها بىتجربگى بلكه كم تجربگى نيز مايه فريب و غفلت خواهد بود.
علاوه بر اينكه تجربه در عدم فريب نيروها نقش اساسى دارد، در غافلگيركردن دشمن نيز مؤثر است، چون با كار كشتگى و تجربه مىتوان دشمن را فريب داد و غافلگير كرد.
٥- شاهدى از تاريخ در زمان حكومت على (ع) مصر يكى از استانهاى پر درآمد و حساس بود براى حفظ آن اهميت زيادى قائل بود و از طرفى معاويه نيز براى دستيابى به آن تلاش مى كرد.
على (ع) پس از بر كنارى قيس از استاندارى مصر، محمدبن ابى بكر را برگزيد. در زمان استاندارى وى حمله هاى مزدوران معاويه به مصر شروع شد و مخالفان داخلى نيز با آنان همراهى كرده و اختلالاتى به وجود آوردند. از اين رو، وضع مصر نابسامان شد و اين موضوع على عليهالسلام را نگران كرد. آن حضرت تصميم گرفت مالك اشتر را به جاى محمدبن ابى بكر به استاندارى مصر منصوب كند. بدين منظور نامهاى به مالك نوشت كه قسمتى از آن چنين است: