عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٢
«وَ ما رَمَيْتَ اذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى» «١» تو (تير) نينداختى بلكه خدا بود كه تير انداخت.
امام خمينى قدس سره الشريف پس از فتح خرمشهر در جنگ تحميلى عراق عليه ايران، در پيامى خطاب به رزمندگان اسلام فرمود: «هان اى فرزندان قرآن كريم و نيروهاى ارتشى، سپاهى، بسيجى، ژاندارمرى، شهربانى، كميتهها و عشاير و نيروهاى داوطلب و ملّت عزيز! هشيار باشيد كه پيروزيها هر چند عظيم و حيرتانگيز است، شما را از ياد خداوند كه «نصر و فتح» در دست اوست، غافل نكند، و غرور فتح شما را به خود جلب نكند، كه اين آفتى بزرگ و دامى خطرناك است كه با وسوسه شيطان به سراغ آدم مىآيد و براى اولاد آدم تباهى مىآورد » «٢» ب- ركود و سستى:
يكى ديگر از پيامدهاى منفى عجب اين است كه اگر جامعه يا گروهى به اين مرض آلوده گردد، از ادامه پيشرفت و تلاش بيشتر باز مىماند، چرا كه آنان خود را در حد كافى پيشرفته و آينده خود را تأمين شده مىبينند؛ بويژه اگر در جبهه جنگ اين حالت بر نيروها حكمفرما باشد، ديگر انديشه يورش بر دشمن، پيشروى بيشتر، و فراگيرى آموزشهاى جديد و ... از مغزشان بيرون خواهد رفت؛ زيرا به خاطر عجب به دستاوردهاى گذشته دل خوش كرده و به وضع موجود تن خواهند داد و به مسائلى چون تحكيم خطوط دفاعى، تحصيل و تأمين سلاح و تكنيك و غيره اهميتى نداده و از رشد در زمينههاى گوناگون رزمى و دفاعى باز خواهند ايستاد. اين ركود و ايستايى براى نيروهاى رزمنده كه پيوسته در معرض حملات احتمالى دشمن قرار دارند، و همواره بايد در حال تلاش و كوشش باشند، بس خطرناك و شكننده است.
اميرمؤمنان على (ع) فرمود: خودپسندى (شخص را) از به دست آوردن فزونى باز مىدارد. «٣»