عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٥
خداوند سبحان اين منافقان و سستعنصران فرارى را بشدّت مورد نكوهش قرار داده و مىفرمايد: هر كس از جبهه فرار كند، هرگز به خدا ضرر نمىرساند (بلكه خود خسارت مىبيند) «١»؛ زيرا مرگ به دست خداست كه وقت معيّنى دارد. «٢» اگر مرگ كسى فرا رسد هر چند در خانهاش باشد، به قتلگاهش كشانده مىشود. «٣» پس، رفتن به جبهه مرگ را نزديك نمىكند و در خانه خزيدن از مرگ جلوگيرى نمىكند، مرگ زمان معيّنى دارد كه هر وقت فرا رسد، در همان جا گريبان انسان را مىگيرد. ليكن مرگ در جبهه شهادت است و شهيد از رحمت خاصه الهى برخوردار است. سؤال و جواب قبر ندارد. در قيامت در صف شهدا و اولياى خدا قرار دارد و اولين كسى است كه به بهشت مىرود. اما مرگهاى ديگر اين مزايا را ندارد.
فرار از نبرد علاوه بر آثار فردى (از قبيل ذلّت و خوارى و مورد خشم خداوند قرار گرفتن) آثار اجتماعى نيز دارد. و آن اين است كه اگر رزمندهاى ميدان نبرد را ترك كند خواه ناخواه باعث به وجود آمدن سستى در جبهه حق و فزونى قدرت دشمن شده است. در نتيجه امكان دارد ديگر رزمندگان توان مقاومت را از كف بدهند و مقدمه پيروزى دشمن فراهم شود. در اين صورت بر پيكر يك اجتماع ضربه وارد آمده و زحمات پيامبران و امامان (ع) و ديگر شهدا از بين رفته است. امام رضا (ع) فرمود:
خداوند فرار از جبهه را حرام كرده است زيرا فرار از نبرد باعث سستى پايههاى دين و سبك كردن (از بين بردن زحمات) پيامبران و امامان عليهم السلام است. همچنين پيامبران را يارى نكرده و دشمنان آنان را كه منكر دعوت انبيا و خدا و عدالت هستند و بر ستمگرى و فساد روى زمين اصرار مىورزند، مجازات نكرده و از بين نبرده است. (فرار او) باعث شده دشمنان اسلام بر مسلمانان جرأت پيدا كنند و با قدرت بر آنان بتازند و آنها را بكشند و به اسارت گيرند و دين خدا را از ميان بردارند. «٤»