عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١١
«حَتَّى اذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِى الْامْرِ وَ عَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما اريكُمْ ما تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الْاخِرَةَ ...» «١» ولى همين كه در نبرد سستى ورزيده و اختلاف كرديد و به نافرمانى پيامبر (ص) برخاستيد برخى براى دنيا مىكوشيدند و برخى براى آخرت تلاش مىكرديد (در اين زمان طعم تلخ شكست نصيب شما شد و آن پيروزى بزرگ را كه در آغاز عمليات با يك يورش دلاورانه در پرتو عنايات الهى به دست آورده بوديد، يكباره بر اثر عصيان به شكست و خسارتى بزرگ تبديل شد).
وقتى گناه ظاهر شد، رحمت الهى رفت و فرشتگان مددرسان پر كشيدند و جبهه يكباره تاريك شد، خفّاشان كفر سر بيرون آوردند و ضربههاى خود را بر پيكر مسلمانان وارد ساختند. گرچه عده معدودى نافرمانى كرده و به دنيا رو آوردند، اما چون در جمع به چنين كار خلافى دست زدند، نتيجه گناهشان دامنگير همه رزمندگان شد و حتى پيامبر (ص) هم از آن استثناء نشد و زخمى گشت.
ج- نبرد حنين:
در اين نبرد گروهى از مسلمانان به نيرو و ابزار و مهمات خويش مغرور شدند و از خدا غافل گشتند و بر اثر اين غرور، ضربه سختى را از دشمن متحمل شدند كه باعث فرار و هزيمت آنان شد. اما همين كه متوجه خلاف و گناه خود شدند و از كرده خود پشيمان گشتند، به اطاعت خدا و رسول او تن داده و در صراط مستقيم قرار گرفتند، جبهه آنان نورانى گشت و در پرتو عنايات خداوند به پيروزى دست يافته و غنايم فراوانى نصيبشان گشت.
گناه، دل آدمى را سياه و سخت مىكند. «٢» و تاريكى و وحشت مىآفريند. گنهكار به كسى مىماند كه در شب تاريك و ظلمانى در ميان درياى خروشان رها شده و ابر سياهى بر او سايه افكنده باشد.