عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٩
پس معلوم شد آنان كه در اطاعت خدا به سر مىبرند، از مددهاى غيبى برخوردارند، ولى آنان كه به گناه و كفر رو آوردند، روزى انتقام خداوندى فرا مىرسد و دير يا زود جزاى اعمال خود را خواهند ديد. اين هلاكت گاه به وسيله عوامل طبيعى صورت مىگيرد، گاه به وسيله مؤمنان و گاه به دست خود تبهكاران عملى مىشود.
«يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِايْديهِمْ وَ ايْدِى الْمُؤْمِنينَ» «١» خانههاى خويش را با دست خود و دست مؤمنان ويران مىسازند.
عصيان، مانع امدادهاى غيبى گناه به هر اندازه كه باشد سبب كاهش امدادهاى الهى مىشود، چنانچه گناه به مرحله بالاى خود برسد مثل شرك و كفر، در اين صورت انتقام خداوند را در پى خواهد داشت كه سرانجام آن هلاكت و نابودى است و عذاب اخروى را نيز به دنبال دارد. نمونههاى عينى اين نوع گناهكاران را در جريان موسى و فرعون، قوم عاد و ديگران ملاحظه كرديد.
اگر مسلمانان نيز خود را به معصيت بيالايند و به گناه رو آورند و از عبادت و بندگى سرپيچى كنند، به عنوان مثال نماز را ترك كنند، از جبهه بگريزند، يا در جبهه دست به اسراف زنند، از فرماندهى فرمان نبرند، اسرار نظامى را فاش سازند يا زبان به غيبت و تهمت بگشايند و از صراط مستقيم منحرف شوند رحمت خداوند نازل نمىگردد و مددهاى الهى از آن جبهه قطع مىشود.
نمونه روشن اين سنت الهى در تاريخ گذشتگان و برخى از جنگهاى صدر اسلام مشاهده مىشود، كه به مواردى از آن اشاره مىكنيم:
الف- داستان بنىاسرائيل:
تا زمانى كه انحرافى از مؤمنان آشكار نشده بود، مشمول عنايت الهى بودند. اما همين