عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٨
توكل مىكنم.
عوامل پيروزى و شكست ٢١٧ د - نافرمانى و بىتوجهى به مقررات جنگى:
ص : ٢١٧ سرانجام وقت موعود فرا رسيد، چندين شبانهروز باد شديد بر آن قوم وزيدن گرفت و آن قوم ستمگر كه به قدرت و شوكت خود مىباليدند به خانهها پناه بردند، ليكن از عذاب الهى مصون نماندند و همگى در درون خانههاشان هلاك شدند و خداوند حضرت هود (ع) و مؤمنان را نجات داد. «١» د- اصحاب فيل:
ابرهه (حاكم يمن) تصميم گرفت كعبه را از ميان بردارد و مردم را به معبدى كه خود در يمن ساخته و به طلا و جواهرات زينت كرده بود متوجه سازد. از اين رو، چون مردم تمايلى نشان ندادند بر آن شد تا با قدرت نظامى خانه خدا را ويران كند. او با لشكرى بزرگ كه پيشاپيش آن فيلهاى غولپيكر قرار داشت، به سوى مكه حركت كرد. كسى را ياراى مقاومت با آن لشكر نبود. اقوامى از عرب به مبارزه برخاستند و در همان برخورد اوّل شكست خوردند. بقيه نيز از ترس تسليم شدند. ابرهه در نزديكى مكّه اردو زد و به غارت پرداخت و از جمله دويست شتر عبدالمطلب را كه رئيس مكّه بود به غارت برد، وقتى عبدالمطلب را نزد ابرهه بردند، ابرهه گفت: چه مىخواهى؟ فرمود: شترانم را پس بده. ابرهه گفت: من آمدهام كعبه را خراب كنم، تو از شترانت سخن مىگويى؟! جواب داد: من صاحب شتران خويشم و خانه كعبه نيز خود صاحبى دارد كه از آن دفاع مىكند.
سپس به خانه كعبه آمد، دست نيايش بلند كرد و از خدا يارى خواست و به مردم مكه دستور داد به كوهها پناه ببرند. ابرهه مغرور و سرمست و غافل از دست غيبى، آماده حمله شد. در اين حين پرندگانى كه حامل سنگريزههايى بودند در آسمان پديدار شدند، آنها بر بالاى لشكر ابرهه آمدند. هر كدام سنگريزهاى پرتاب مىكرد كه درست به هدف مىخورد، استخوان سر را خورد مىكرد و بندهاى بدن آنان را از هم مىگسست و در دم به هلاكت مىرساند. بدين وسيله خداوند اين ستمگران را نابود ساخت و خانه خدا و عبدالمطلب و يارانش را يارى كرد. «٢»