عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٩
به سپاه معاويه يورش برد و به سوى مقرّ فرماندهى در حال پيشروى بود. معاويه چون ديد نيروهاى حضرت على (ع) با فداكارى تمام همچنان به پيش مىتازند و هرگونه مانعى را از سر راه خود بر مىدارند، به فكر چاره افتاد. تصميم گرفت كه از نقطه ضعف رياستطلبى و مقام دوستى «خالد» فرمانده گروه استفاده كند. بىدرنگ به وى چنين پيغام فرستاد:
اينك تو به پيروزى نزديك شدى اگر آن را به آخر نرسانى، حكمرانى خطه خراسان را به تو واگذار خواهم كرد. خالد با شنيدن اين پيام، طمع در حكومت خراسان كرد و حمله در حال پيروزى را ناتمام گذاشت و معاويه نيز پس از بيعت گرفتن از مردم، او را حاكم خراسان كرد، ولى قبل از رسيدن به آنجا مرد. «١» همچنين در جنگ صفين، معاويه براى دو قبيله عك و اشعر در مقابل حملاتشان، مبالغ هنگفتى به عنوان جايزه اختصاص داد تا اين قضيه به گوش اهل عراق رسيد. همه كسانى كه دلهاشان مريض بود به سوى معاويه چشم طمع دوختند و اين مطلب بين مردم شايع گرديد و على (ع) با شنيدن اين جريان نگران شد. «٢» ملاحظه مىكنيد كه چگونه افراد دنياطلب در مقابل مادّيات و مقام و رياست، از خود نقطه ضعف نشان داده و كليه مسائل را در برابر آن فدا مىكنند. بديهى است اين گونه افراد هميشه چشمان حريص و طمّاع خود را به دست كسانى خواهند دوخت كه دنياى آنان را تأمين نمايند و در مقابل كسانى زانوى ذلت خواهند زد كه عيش و نوش آنان را بيشتر فراهم نمايد. در اين صورت واژههاى «هدف، دفاع از آرمان و پيروزى بر دشمن» و غيره در قاموس آنان بىمفهوم خواهد بود.
ج- فرار از جبهه:
گريز از صحنه نبرد خالى كردن سنگر در برابر دشمن، يكى از عوامل عمده شكست