عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٥
الف- خوددارى از حضور در جبهه:
اولين و خطرناكترين پيامد اين خصلت زشت، آن است كه دارنده آن به لحاظ وابستگى عميقى كه به زندگى مادّى دنيا و جلوههاى ظاهرى آن دارد، با هر چيزى كه اين بعد از زندگى او را به خطر اندازد، سخت مخالف بوده و از آن وحشت مىكند و پيوسته تلاش دارد از برخورد با چنين مسائلى دورى جويد: از آنجاكه صحنههاى پيكار جايى است كه رفاه و عيش و نوش چنين افرادى را از آنان گرفته و لذّتهاى زود گذر را بر كامشان تلخ مىكند، پيوسته از شركت در آن خوددارى مىكنند تا به خيال خود، چند صباحى به زندگى راحت خويش ادامه دهند.
قرآن مجيد اين حقيقت را با بيانى روشن ذكر كرده است؛ آنجا كه مىفرمايد: اى كسانى كه ايمان داريد! شما را چه شده است كه چون به شما گويند در راه خدا بيرون رويد، به زمين سنگينى مىكنيد، مگر از آخرت به زندگى دنيا راضى شدهايد؟ با اينكه متاع دنيا در مقايسه با آخرت، جز اندكى نيست. «١» در اين آيه علّت بىميلى آنان به جهاد در راه خدا و زمينگير شدن آنها، علاقه شديد به دنيا و زندگى، بيان شده است.
در آيه ديگر ضمن مذمّت بازنشستگان از پيكار مىفرمايد: اى رسول! اگر اين مردم را براى منفعت آنى و فورى و سفر كوتاه تفريحى دعوت كنى البتّه از تو پيروى خواهند كرد.
ليكن از سفرى كه مشقّتى دارد مىپرهيزند. «٢» پس اگر اندكى احساس رنج و مشقّت كنند و با دورى راه و مشكلات جنگ رفاه زندگىشان به خطر افتد از شركت در جهاد سرباز مىزنند، و در پارهاى از موارد نه تنها خود در ميدان نبرد حاضر نمىشوند كه ديگران را نيز نهى مىكنند. آنان كه از بازماندن خود از جهاد، شادمان گشته و جهاد با مال و جانشان را ناپسند داشتند و گفتند: در فصل