عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٠
اين رخداد اعتقاد بچهها به همراهى و كمك خداوند با بندگان مخلص و مؤمنش را عينيت بخشيد. افراد مستقر در باشگاه كه پس از قطع آب با خطر هولناكى روبهرو شده بودند با رحمت و لطف خداوندى مورد نوازش قرار گرفتند. و چشمهاى پرآب و شيرين از دل خاك سخت باشگاه جوشيد و بر چشمان بسيارى از افراد، اشك شوق نشاند ولوله عجيبى داخل باشگاه افتاد. پس از يك ماه و اندى زندگى در محاصره دشمن، براى اولين بار چهره نورانى بچهها به تبسم و خنده نشسته بود.
اين موضوع مرا به ياد سرگذشت هاجر و اسماعيل و سرگردانى و تشنگى آنها در بيابان و چشمه اعطايى خداوند به آنان انداخت. وقتى اين وجه تشابه را ميان جريان خودمان و جريان هاجر و اسماعيل، براى بچّهها تعريف كردم، با اعتراض گفتند: «تو اشتباه مىكنى. ما را كه تا سر تا پاى وجودمان را گناه فرا گرفته است با آن افراد پاك و شايسته مقايسه مىكنى. اين كمكى هم كه از جانب خداوند به ما شده، به خاطر قلب پاك امام و گريههاى فرزندان شهدا و شفاعت آنهاست ...» و جداً تواضع بچهها ستودنى بود. «١» عوامل بازدارنده همانگونه كه تعدادى از عوامل به عنوان شرط و مقدمه براى نزول امدادهاى غيبى به شمار مىآيند، عوامل ديگرى نيز درست در مقابل آنها قرار دارند كه نه تنها موجب قطع امدادهاى الهى مىشود بلكه سبب شكست و ناكامى رزمندگان خواهد بود. از جمله آنها مىتوان سستى و تنبلى، اختلاف و تنازع، غفلت از ياد و قدرت خدا، اعتماد و اتكاى بيش از حد بر ابزار و نيروهاى مادى، بىاعتنايى به عبادات، عدم اطاعت از فرماندهان، دنياطلبى، غرور و عجب را برشمرد كه هر كدام براى جبهه حق و مجاهدان فىسبيلاللَّه شكننده و خطرناك است. جبهه حق بايد سرشار از معنويات و بدور از عصيانها و نفسانيات باشد تا مشمول رحمت الهى قرار گيرد.
اين موارد در قسمتهاى ديگرى از اين سلسله بحثها مورد بررسى قرار گرفته و در اينجا نياز به توضيح نيست.