عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٩
* توفان و تغيير هوا. يكى از اسراى عراقى در خاطرات خود چنين مىگويد: وقتى كه رزمندگان شما به ما حمله مىكردند، شاهد رخدادهاى باورنكردنى و شگفتانگيزى بودم كه جز از اراده خداوند نمىتواند صادر شود. در هر يك از اين حملهها در آغاز يورش رزمندگان شما هوا و شرايط جوّى بطور ناگهانى دگرگون مىشد و از وضعيّت عادى خارج مىگشت. گاهى به صورت بادهاى تند كه سمت وزش معينى نداشت جلوه مىكرد و گاهى با بارش شديد باران توأم مىشد كه مانع تحرك و واكنش بموقع، مىگشت.
يك شب هوا صاف و مهتابى بود، نيمه شب يورش سربازان اسلام آغاز گرديد. به محض شروع حمله ناگهان هوا به طرز عجيبى تغيير كرد و ابرهاى ضخيم و سياه در آسمان پراكنده شد و روشنى نور ماه را گرفت، بطورى كه ما حتى قادر نبوديم يكديگر را در فاصله يك مترى ببينيم. اين تغييرات جوى، تازه ظاهر قضايا بود؛ در آن هنگام آن چنان ترس و وحشتى بر روح افراد مستولى مىشد كه بسيارى از آنها حتى قادر نبودند از جايشان تكان بخورند. «١» * جوشش چشمه. يكى از برادران پاسدار درباره محاصره باشگاه افسران در سنندج از طرف ضد انقلاب چنين تعريف مىكند: يك ماه و نيم از محاصره مىگذشت و جيره غذايى رو به اتمام بود. در اين هنگام ضدانقلاب آخرين ضربهاش را به ما زد و سرانجام پس از چندين هفته جستجو لولههاى آب باشگاه را پيدا نمود و آن را قطع كرد. كمبود غذا را مىشد تحمل كرد، ولى نبودن آب موضوع سختى بود كه حتى به فكرمان هم خطور نمىكرد. ذخيره آب ما كه از يك قمقمه تجاوز نمىكرد، در همان روز اوّل تمام شد و نمىدانستيم كه فردا با نبود آب چه برايمان پيش خواهد آمد ... به هر حال، تنها راه چاره استفاده از آب حوض وسط باشگاه افسران بود كه بچّهها بارها در آن حوض استحمام كرده و لباسهايشان را شسته بودند، و آب چرك حوض معجونى از تايد و صابون و ... بود.
... وقايع درون باشگاه به سادگى روزهاى قبل جريان داشت و اتفاق قابل ملاحظهاى بجز كمبود جيره غذايى و مهمات رخ نمىداد، تا آنكه حدود پنج روز پس از قطع آب معجزهاى به وقوع پيوست و تأثيرش در روحيه افراد بگونهاى بود كه حاضر بودند چندين ماه ديگر نيز بدون هيچ اعتراضى در محاصره دشمن باقى بمانند.