عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٦
خصوصيات خاص او «از قبيل داشتن اخلاق و صفات فرماندهى» گرچه در ابتدا و بظاهر تشويقى چشمگير براى آن فرد است، اما به واسطه فقدان صفات فرماندهى، چنين تشويقى براى او نامتناسب و گاهى مضر است.
* حالت رشوه پيدا نكند، بلكه جنبه قدردانى و تقدير داشته باشد.
* متناسب با گنجايش و ظرفيت تشويق شونده باشد؛ به اين معنى كه از افراط و تفريط پرهيز شود.
* اساس و بنيان تشويق بايد بر جنبههاى معنوى باشد. زيرا با تقويت بنيه معنوى افراد، بيشتر به اهداف مورد نظر نائل مىشويم. براى مثال تشويق بگونهاى باشد كه اخلاص در كارها حفظ شود تا كميّت و كيفيت كار نيز به تناسب آن كار رشد و تكامل يابد در حالى كه اگر اخلاص نباشد افراد بيشتر به كميّت كارها توجه مىكنند و كمتر به كيفيت- كه داراى خودنمايى و جلوه كمترى است توجه مىكنند. به عبارت ديگر، كارهاى ريشهاى و زيربنايى را فراموش مىكنند و به رو بنا و ظاهر مىپردازند تا كار جلوه بيشترى داشته و در نتيجه از مزاياى استثنايى كه به نام تشويق اعمال مىشود استفاده كنند. ازاينرو، بايد اساس تشويق در جهت رشد جنبههاى معنوى افراد باشد. و اين بدان معنا نيست كه از تشويقهاى مادى چشم بپوشيم، بلكه مىتوان به مادّيات هم شكل معنوى داد.
* تشويق ي عوامل پيروزى و شكست ١٧٦ ب - پشتيبانى سياسى ص : ١٧٥ ك فرد نبايد مايه تحقير يا توهين نسبت به ديگران باشد.
* تشويق بگونهاى نباشد كه موجب غفلت يا خاموش شدن شعلههاى فعاليت و نظم و انضباط گردد.
هزينه تشويق نبايد خارج از حدّ مقدور باشد؛ زيرا موجب محدود شدن دايره تشويق مىشود و در اين صورت تمام افراد شايسته را نمىتوانيم تشويق كنيم و اين كار اسباب دلسردى ديگران را نيز فراهم مىكند.
* تشويق به شكلى نباشد كه «تشويق شدن» به عنوان «هدف» تلقى گردد كه اين انحراف از راه اصلى است، زيرا منظور از تشويق، ايجاد شور و شوق و تسريع در رسيدن به هدف اصلى است نه ايجاد هدفهاى فرعى. «١»