عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٤
در مجموع خداوند در اين نوع از آيات كسانى را كه كارهاى نيك از قبيل ايمان به خدا و رسول و تقوا داشتهاند با حتميّت وعده خود به بهشت برين به اعمال نيك بيشترى تحريك مىكند و در عين حال ديگران را نيز با ذكر پاداش اين نوع افراد، دعوت به پيمودن صراط مستقيم مىكند كه خود نوعى تشويق است.
على (ع) در نامه مالك اشتر در مورد ضرورت و نقش تشويق چنين اشاره مىفرمايد:
«... فَانَّ كَثْرَةَالذِّكْرِ لِحُسْنِ افْعالِهِمْ تَهُزُّ الشُّجاعَ وَ تُحَرِّضُ النَّاكِلَ انْ شاءَ اللَّهُ تَعالى» «١» اى مالك! ... زياد بيان كن كردار نيكو و پسنديده آنان (سپاهيانت) را بدرستى كه به واسطه اين عمل (يادآورى اعمال پسنديده) شجاعان دلير به هيجان آيند و نشستگان خسته به حركت و تلاش ترغيب شوند، ان شاء اللَّه.
تعريف، تمجيد و يادآورى اعمال نيكو، نوعى تشويق است كه كاربرد زيادى دارد.
اصول تشويق تشويق داراى اصول و شرايطى است كه با رعايت آنها نتيجه لازم حاصل مىشود و آشنايى به اين اصول و شرايط براى فرد تشويقكننده ضرورى و لازم است. بنابراين، ابتدا به نقل و بيان اهمّ اصول تشويق مىپردازيم:
* تشويق بايد متناسب با نوع كار باشد. براى مثال، در تشويق لفظى، بايد مراقب استخدام كلمات و تركيب جملات بود و از غلوّ يا تضعيف اجتناب كرد؛ چنانچه حضرت على (ع) فرمود:
«الثَّنا بِاكْثَرِ مِنَ الْاسْتِحْقاقِ مَلَقٌ وَ التَّقْصيرُ عَنِ الْاسْتِحْقاقِ عَىٌّ اوْ حَسَدٌ» «٢» ثنا گفتن و تمجيد بيش از حدّ شايستگى، تملق و چاپلوسى است و كمتر از حدّ لازم، ناشى از جهل و عجز يا حسد است.