عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٠
اين آيه نيز، مؤمنانى را كه ابتدا و در زمان ضعف اسلام ايمان آوردند مقرب مىداند.
«فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى وَ اصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ انَّهُمْ كانوُا يُسارِعوُنَ فِى الْخَيْراتِ وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانوُا لَنا خاشِعينَ» «١» ما هم دعاى او را مستجاب كرديم و يحيى را به او عطا فرموديم و جفتش را (كه نازا بود شايسته همسرى او و قابل ولادت گردانيديم؛ زيرا آنها در كارهاى خير تعجيل مىكردند و در حال بيم و اميد ما را مىخواندند و هميشه به درگاه ما خاضع و خاشع بودند.
خداوند در اين گونه آيات نوعى تفاوت بين افراد شايسته و فداكار با ساير نيروها گذاشته است. يك فرد مسؤول بايد با توجه به اين تفاوتها برخورد متناسب با هر دو دسته را از فرهنگ اسلام بياموزد تا از برخورد مصلحانه با افراد سست، كمكار و ناشايست دريغ نورزد و نهايت كوشش خود را در جذب آنان به مسير صالحان به كار گيرد و تا در اين مسير واقع نشدهاند آنها را از امتيازات تشويقى بهرهمند نسازد. نبايد اين تفاوتهاى لازم بين افراد را تبعيض تلقى كرد، چرا كه بين بزرگداشت اين افراد و تبعيض فرقهاى زيادى وجود دارد كه در صدد بيان آنها نيستيم. از طرف ديگر، بايد در برخورد با افراد شايسته، ضمن رعايت روحيه تشويق، از افراط و تفريط در اين امر نيز بپرهيزيد.
تشويق (اعم از مادى و معنوى) هميشه بايد بر اساس ارزش كار باشد، و از زيادهروى كه موجب غرور و انحطاط مىشود و از تنگ نظرى كه موجب ضايع شدن حقوق است پرهيز شود زيرا تشويقى موجب رشد و شكوفايى استعدادهاست كه اين مسائل در آن رعايت شود. چنانچه حضرت على عليهالسلام در مورد عدم تساوى افراد و لزوم برخورد متناسب با آنها به مالك اشتر فرمود:
«وَ لا يَكُونَنَّ الُمحْسِنُ وَ الْمُسيئُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَةٍ سَواءٍ فَانَّ فى ذلِكَ تَزْهيداً لِاهْلِالْاحْسانِ فِى الْاحْسانِ وَ تَدْريباً لِاهْلِ الْاسأَةِ عَلَى الْاسأَةِ وَ الْزِمْ كُلًّا مِنْهُمْ ما الْزَمَ نَفْسَهُ» «٢»