عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٥
كند، چنان كه حضرت على (ع) فرمود: كسى كه سود كار نيكى را نشناسد، بر عمل به آن موفق نخواهد بود «١»؛ بىترديد از اختلافها پرهيز كرده و به آن دامن نخواهد زد.
در جنگ صفين عدهاى از سپاهيان اميرمؤمنان (ع) به خاطر جهل و نادانى و عدم شناخت، موجب تفرقه و تشتّت در سپاه حضرت على (ع) شدند. و نه تنها پيروزيهاى بدست آمده را به شكست تبديل نمودند، بلكه مقدمه جنگ داخلى ديگرى (جنگ نهروان) را فراهم كردند.
ب- وجود نيروهاى منافق:
اين عامل نيز تأثير بسزايى در ايجاد اختلاف ميان نيروها دارد، زيرا اين گونه افراد با استفاده از صداقت و سادهلوحى برخى نيروها، و با بزرگ جلوهدادن مسائل و ايجاد يأس و نااميدى و تظاهر به دلسوزى براى افراد، نيش خود را به پيكر آنان فرو برده و بدين وسيله يكپارچگى آنان را به اختلاف و ناهماهنگى تبديل خواهند نمود.
در جنگ احد منافق معروف عبداللَّه بن ابى با ايجاد شبهه و تفرقه در صفوف متحد مسلمانان سيصد نفر را كه حدود يك سوم نيروها را تشكيل مىدادند، به پشت جبهه بازگرداند. و چنان كه در كتاب «الصحيح من سيرة النبى الاعظم» آمده است: حركت تفرقهافكنانه اين منافق، نقش اصلى شكست را در اين جنگ بر عهده داشت. «٢» قرآنكريم از اقدام خائنانه اين گروه چنين ياد مىكند:
از پيش نيز فتنهجو بودند و كارها را بر تو (پيامبر (ص)) مىآشفتند. «٣» اين آيه شريفه در مورد جنگ تبوك است. در تفسير الميزان آمده است كه منافقين در اين نبرد به دنبال اختلاف كلمه و جدايى جمعيت مسلمانان بودند، چنان كه از پيش (يعنى در جنگ احد) نيز چنين نقشى داشتند و عبداللَّه بن ابى با يك سوم نيروها به پشت جبهه