عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٩
يورشهاى شكننده سپاه حضرت على (ع) و پيروزيهاى اوّليه آنان، با شگفتى به ياران خود گفت: دلهاى همگى آنان، همچون يك دل است. «١» ب- تفرقه، موجب پيروزى دشمن:
همان گونه كه وحدت نيروهاى خودى براى دشمن شكننده و وحشتآفرين است، تفرقه و اختلاف آنان نيز باعث تقويت روحى و شادمانى دشمن مىشود. دشمن با بهرهگيرى از اين نقطه ضعف بىگمان در صدد پياده كردن نقشههاى خود و واردكردن ضربههاى كارى بر پيكر نيروهاى ما خواهد بود. معاويه و سپاه شام كه از وحدت نيروهاى حضرت على (ع) به خشم آمده بودند، پس از شنيدن اختلاف و عصيان برخى از آنان به شادمانى و سرور پرداختند. «٢» همچنين معاويه پس از اطلاع از گسترش تفرقه و اختلاف در بين نيروهاى حضرت على (ع) بىدرنگ نيروهاى مهاجم و غارتگر خود را به مناطق تحت حاكميت آن حضرت اعزام داشت تا آن مناطق را زير سلطه خود درآورند. «٣» ج- ايجاد اختلاف در ميان دشمنان، رمز موفقيت:
از شگردهايى كه در نبرد بسيار كارى و مطلوب است، ايجاد اختلاف ميان سپاه دشمن و از هم پاشيدن صفوف به هم پيوسته آنهاست. بايد راهى را دنبال كرد كه همبستگى دشمن را به جدايى تبديل كند؛ زيرا در اين صورت سپاه دشمن آسيبپذيرتر بوده و به سادگى مىتوان بر آن چيره شد.
گروههاى مخالف اسلام در جنگ احزاب با كنار گذاشتن اختلافهاى خود به منظور ريشهكن كردن مكتب اسلام متحد شده و به مدينه هجوم آوردند. يهود داخل مدينه نيز علىرغم پيمان دوستى با پيامبر (ص)، با آنان همدست شدند. با اتحاد احزاب، وضع بر