عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢١
آثار و نتايج ناشى از عمليات روانى كمتر از عمليّات فيزيكى نيست، زيرا جنگ روانى اهميّت بسيار زيادى در تقويت روحيه نيروهاى خودى، ايجاد انگيزه براى ادامه جنگ و بسيج همهجانبه افراد براى شركت در عمليات جنگى يا حفظ عقبه جبهه دارد. همچنين تأثير فراوانى در ايجاد ضعف و سرخوردگى در نيروهاىدشمن و فراهمآوردن موجبات تسليم يا فرار آنها از صحنههاى نبرد خواهد گذاشت. به عنوان مثال، نقش آژانس خبرپراكنى انگليس (..) در جنگ جهانى دوّم در پيروزى نيروهاى متّفقين عليه ارتش محور، «١» قابل انكار نيست. به تعبير مشهور، اگر انگليس در اين جنگ هيچ كمكى هم به نيروهاى متفقين نكرده باشد تنها همين سلاح تبليغاتى و روانى توانست جبهه بزرگ و استراتژيكى را عليه نيروهاى محور، هدايت كند و عامل مهمى در پيروزى متفقين عليه كشورهاى محور به حساب آيد.
درست پس از جنگ جهانى دوّم، جايگاه ويژهاى براى اين بخش باز شد و ستادهايى مركب از خبرهترين كارشناسان جنگى و تبليغاتى و محققين روانشناسى و جامعهشناسى تشكيل گرديد كه امروزه نقش حساسى در عمليات روانى به عهده دارند؛ تا آنجا كه بنگاههاى تبليغاتى و خبرى زير نظر اين ستادها هدايت مىشوند و جهتگيريهاى تبليغاتى كليه رسانههاى گروهى از سوى اين نوع ستادها تعيين مىشود.
بىشك راندمانى كه از اين رهگذر اين گونه عمليّات حاصل مىشود، آن هم با كمترين هزينه و زمان ممكن و وارد نشدن تلفات و ضايعات جانى و مالى، باصرفهتر و سريعتر است. از اين رو با مطالعات و بررسيهايى كه از سوى كارگزاران اين ستادها انجام مىگيرد، روز به روز حوزه عمليّاتى آن وسيعتر مىشود.
جنگ روانى در پيروزى كشور و يتنام نيز نقش عمدهاى داشت. آنها با اشاعه جملاتى مانند «هر ويتكنگى براى آمريكا يك ميليون دلار خسارت در بر دارد» يا «ويتكنگ همه جاست و هيچ جا نيست» و «ويتكنگ چون سبزه مىرويد» توانستند روحيه ارتش آمريكا را در هم بشكنند و زمينههاى شكست و فرار آنها را از سرزمين خود فراهم آوردند. «٢»