عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٨
فرمود: آيا گروهى يافت مىشوند كه براى خدا شدت و سرسختى نشان دهند و به تعقيب دشمن بپردازند كه اين كار موجب نابودى دشمن مىشود و خبرش باوركردنى نيست. «١» د- فتح مكه:
پيامبر گرامى اسلام (ص) با رعايت اصول استتار و غافلگيرى بطور ناگهانى مكّه را محاصره كرد. سپس دستور داد شبانگاه براى درهم شكستن روحيه دشمن در نقاط مرتفع آتش برافروزند. ابوسفيان و بديل به قصد يافتن علت آتش بيرون آمدند، امّا به دست نيروهاى اسلام اسير گشته و به خدمت پيامبر (ص) آورده شدند. پيامبر به عباس، عموى خود دستور داد: هنگام عبور واحدهاى رزمى سپاه اسلام ابوسفيان را در تنگناى درّهاى نگهدارد تا چشمان بىفروغ او از عظمت لشكر اسلام بترسد و مردم مكه را از مقاومت بازدارد. واحدهاى سپاه اسلام يكى پس از ديگرى از برابر وى گذشتند، هر واحدى كه عبور مىكرد ترس بيشترى وجود ابوسفيان را فرا مىگرفت. عظمت سپاه اسلام آن چنان او را مرعوب ساخته بود كه بىاختيار رو به عباس كرد و گفت: هيچ قدرتى نمىتواند در برابر اين نيروها مقاومت كند. ابوسفيان كه روحيّه خود را باخته بود به مكه بازگشت و اعلام كرد: بيهوده جان خود را در خطر نيفكنيد، زيرا جنگ در برابر ارتش محمّد بىفايده است. برويد و اسلحه را بر زمين بگذاريد، و در خانههاى خود و مسجدالحرام پناه بگيريد تا جانتان از خطر مصون بماند. «٢» بدين ترتيب پيامبر (ص) با نمايشى از قدرت و با جنگ روانى روحيه دشمن را خرد كرد و هر گونه مقاومت و واكنش را از آنان سلب نمود و بدين گونه مكه پايگاه دشمنان سرسخت اسلام به تصرّف مسلمانان درآمد.