عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧
داشت كه بعضى از آنها عبارتند از:
١- قبيله قريش اعتماد به نفس پيدا مىكرد و اين كار موجب اصرار و سماجت آنها به جنگ عليه مسلمانان مىشد.
٢- خبر شكست احد در تمام منطقه مىپيچيد، بگونهاى كه باعث كاهش عظمت پيامبر (ص) در چشم قبائل مىشد و در نتيجه براى مقابله با آن حضرت جرأت مىيافتند.
٣- حاكميّت پيامبر (ص) در داخل پس از مدتى ثبات و در معرض تزلزل و ضعف قرار مىگرفت و از ناحيه دشمنان داخلى (منافقان و يهود) تهديد مىشد.
٤- باعث مىشد كسانى كه هنوز ايمانشان استوار نشده، در گرايش خود به اسلام مردّد شوند و آنهايى كه خود را آماده پذيرفتن دين اسلام كرده بودند دست نگه دارند تا ببينند سرنوشت اسلام چه مىشود.
آرى حركت به سوى حمراء الاسد در آغاز، كارى نامعقول به نظر مىرسيد ولى پس از مدتى كوتاه روشن شد كه اين حركت همه جريانات را به سود مسلمانان تغيير داده است. چرا كه خروج مجروحين و آسيبديدگان در تعقيب قريش، آن هم بدون هيچگونه چشمداشت به غنيمت اين واقعيت را بر همگان واضح ساخت كه رزمندگان اسلام در راه دفاع از عقيده و آرمان خود تا پاى جان ايستادهاند و حتى زخمهاى كارى كه بر تن آنان وارد شده، مانع از تعقيب دشمن نخواهد بود. گويى اينان مرگ را با خود حمل مىكنند و به سوى آن مشتاقانه شتابانند!! از اين رو تعقيب دشمن توسط زخميان سپاه اسلام، تأثيرروانى شگرفى در روحيّه دشمن داشت؛ چرا كه دشمن مىدانست در ميان كسانى كه در نبرد شركت نكردهاند، افرادى هستند كه هنگام ضرورت به دفاع از ايده خود خواهند پرداخت. اين عمليّات روانى چنان تأثيرى در روحيّه دشمن گذاشت كه نه تنها فكر هجوم به مدينه را از سر خود بيرون كرد، بلكه به فكر چاره براى گريز از صحنه افتاد. به همين خاطر با شتاب راه مكه را پيش گرفت. و بدين ترتيب «حمراءالاسد» كه نمايش قدرت به قبايل اطراف و دشمنان داخلى (يهود و منافقان) و شكست روحى سپاه قريش بود با پيامدهاى موفقيتآميزى به پايان رسيد و معناى اين سخن پيامبر (ص) را روشن كرد كه در آغاز فراخوانى به نبرد،