عوامل پيروزى و شكست - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٦
ب- داستان معبد خزاعى:
قبيله «خزاعه» اعم از مسلمانان و مشرك همگى خيرخواه رسول خدا (ص) بودند.
معبد، كه هنوز در اين تاريخ مشرك بود، رسول خدا (ص) را ديد كه در تعقيب دشمن روانه است. از اين رو، گفت: به خدا قسم پيشامدى كه در احد رخ داد بر ما بس گران است و دوست داشتيم كه چنين اتفاقى نمىافتاد، سپس رهسپار شد و در منزل روحاء با ابوسفيان ملاقاتكرد. ديد آنان تصميمبه بازگشت گرفتهاند و مىگويند: دليران و بزرگان اصحاب محمد را كشتيم و بى آنكه آنها را ريشهكن سازيم بازگشتيم؛ ديگر بار بايد برگرديم و هر كس مانده است از ميان ببريم و خود را آسوده كنيم.
ابوسفيان از معبد پرسيد: چه خبر دارى؟ گفت: محمد با سپاهى كه هرگز نديدهام، آكنده از خشم در تعقيب شماست. ابوسفيان گفت: راست مىگويى؟! گفت به خدا قسم! پيش از آنكه از اينجا حركت كنيد پيشانى اسبهاى سپاه محمّد هويدا مىشود. ابوسفيان گفت: ما هنوز تصميم به بازگشت داريم تا هر كه از سپاه محمد زنده مانده نابود كنيم.
معبد گفت: من اين كار را مصلحت نمىدانم. خدا مىداند كه با ديدن سپاهيان اسلام چه شعرهايى گفتهام، و چون شعرهاى خود را خواند ابوسفيان بيمناك شد و از فكر بازگشتن منصرف شد. «١» پيامبر با مانور موفقيتآميزى كه پس از شهادت هفتاد تن از بهترين ياران خود و زخمىشدن بسيارى از آنان انجام داد، به نمايشى از قدرت پرداخت و موجود عوامل پيروزى و شكست ١٢٦ ضرورت ستاد هدايت جنگهاى روانى ص : ١٢٥ يت اسلام را بر منطقه وسيعى از حجاز و قبايل اطراف عرضه كرد. مسلمانان پس از انجام اين مانور با اينكه هنوز جراحاتشان التيام نيافته بود احساس كردند كه از فتحى نمايان بازگشتهاند.
ج- پيامدهاى مانور:
چه عاملى باعث شد پيامبر (ص) با اين تعداد نيرو به تعقيب دشمن بپردازد؟ رسول خدا (ص) مىدانست كه اگر به تعقيب دشمن نپردازد، نتايج ناگوارى به دنبال خواهد