فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٨٢ - 2 ولايت فقيه در نظر و عمل
جائر، حتى در اعمالى كه ظلم نيست هم حرام و معصيت كبيره است [١] ، تا آنجا كه امام صادق (ع) فرمود من سوّد اسمه فى ديوان الجبارين من ولد فلان حشره الله يوم القيمة حيراناً [٢] .
يعنى كسى كه فقط اسم خود را در ديوان جباران از فرزندان فلانى (كنايه است) سياه كند، خداوند او را در قيامت به حالت سرگردانى محشور مىكند.
امام صادق (ع) به يونس بن يعقوب فرمود: لا تعنهم على بناء مسجد [٣] حتى در بناى مسجد هم آنها را يارى نكن. و نيز به صفوان جمال فرمود: من أحبّ بقائهم فهو منهم و من كان منهم كان ورد النار [٤] كسى كه تداوم حكومت ظالمان را دوست بدارد از آنها محسوب مىشود و جايگاهش آتش خواهد بود.
مشاركت در نظام جور
امام در مسئله هفتم مكاسب محرمه [٥] تصدى امور حكومتى و عضويت در دستگاه ظلم را چه در مورد اعمال حرام و چه در مسئوليتهاى حلال و يا آميخته به حلال و حرام از محرمات الهى مىشمارند و دليل آن را چنين بيان مىكنند:
حاكميت، امرى است جعلى و مربوط به رياست دنيوى و حكومت، و تصدى آن احتياج به اذن الهى دارد، و اين امر غير از مسئله تبليغ است كه از شئون رسالت است. وجوب اطاعت از رسول (ص) و امام معصوم (ع) نه به خاطر رسالت و تبليغ احكام است، بلكه به دليل اين است كه آنها حاكمان بر امت و واليان امر و متصديان حاكميت از جانب خدايند، و حتى اگر چنين اذنى (أَطِيعُوا الله وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ) [٦] نبود، به حكم عقل اطاعتشان واجب نبود، زيرا حاكميت بالذات از آن خدا است و از آن كسى كه خدا به او تفويض كرده است.
بنابراين، سخن صاحب جواهر در اين مورد كه گفته است تصدى ولايت از جانب
[١] . مانند نصوصى كه حتى گره زدن براى ظلمه و دوات و قلم فراهم كردن براى آنها را حرام مىشمارد (وسائل الشيعة، ج ١٢، ص ١٢٩ و ١٣٠).
[٢] همان، ص ١٣٥.
[٣] همان، ص ١٣٠.
[٤] همان، ص ١٣٢.
[٥] همان.
[٦] نساء، آيه ٥٩.