فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥١ - نمونههائى از اعمال ولايت رهبرى
نمونههائى از اعمال ولايت رهبرى
در تاريخ سياسى اسلام نمونههاى روشنى از رهبرى سياسى و اعمال ولايت و فرامين حكومتى ديده مىشود كه به لحاظ اختصار چند مورد از آن را در اينجا از نظر مىگذرانيم:
[١] . پيامبر اكرم (ص) واليانى را براى اداره امور مردم به شهرهاى دور و نزديك مىفرستاد، و افرادى را بعنوان قاضى نصب مىنمود، و نيز سفرائى به سوى دولتها و اقوام و رؤساى اديان مختلف گسيل مىداشت، و همچنين با قبائل، رؤسا و حكام سرزمينهاى مجاور معاهده و پيمان مىبست، و فرماندهى سپاه اسلام را بر عهده مىگرفت، و اموال عمومى را تقسيم و حدود الهى را اجرا مىنمود، و براى اداره و رهبرى جامعه اسلامى بعد از خود، خليفه و امام و حاكم تعيين مىكرد، جنگ مىنمود و صلح مىكرد. مشابه اين امور را در دوران حكومت على عليه السلام نيز مشاهده مىكنيم كه موارد آن بطور تفصيل در تاريخ آمده است.
[٢] . رسول خدا (ص) بر اثر شكايات صاحب خانهاى كه همسايه مزاحم او بخاطر سركشى به درخت خود او را آزار مىداد، فرمان داد درخت وى را (على رغم مالكيت مشروعش) از ريشه بكنند و فرمود: لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام١.
بسيارى از فقها اين حكم را فرمان حكومتى دانستهاند كه بر اساس آن حكم مالكيت شخص بر درخت خويش سلب گرديده و براى حفظ امنيت و دفع ضرر و زيان، مالك از داشتن درخت محروم مىگردد٢.
٣. على عليه السلام در زمان خلافت مقرر فرمود از اسبان نيز ماليات بگيرند، و اين حكم را برخى از فقها فرمان حكومتى دانستهاند.
٤. على عليه السلام شريح قاضى را با وجود عدم صلاحيت قضائى بعنوان قاضى نصب نمود، و از افرادى مانند اشعث بن قيس براى فرماندهى نظامى استفاده نمود، و اين احكام مصلحتى در حقيقت از فرامين حكومتى و در رابطه با مصلحت جامعه اسلامى بود.
[١] وسائل الشيعة، ج ١٧، ص ٣٤١، حديث ٣.
[٢] رجوع شود به كتاب تهذيب الاصول، تقريرات درس امام خمينى (قدس سرّه)، ج ٣، ص ١١٢.