فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣١ - ٣ حضور غير فعال
مخصوص دوران ظهور قائم آل محمد (ص) حضرت حجة بن الحسن العسكري ارواحنا فداه بدانيم و نمونه تقريبى آن را مىتوان در حكومت سليمان - بطورى كه قرآن نقل مىكند - جستجو نمود.
٢. حضور فعال نسبى
هنگامى كه امت ارتباط مستقيم و حضورى با امام دارد، ولى امامت همه مسئوليتها و نقشهاى خود را ايفا نمىكند و شرائط اجتماعى مانع از تجلى همه ابعاد وجودى امام است، در چنين وضعيتى امام حاضر ولى فعال در بخشى از مسئوليتها و ايفاگر قسمتى از نقش خويش است.
اگر موانع و شرائط اجتماعى خاص دوران حكومت پنجساله امير المؤمنين عليه السلام را به دقت مورد بررسى قرار دهيم و به مسائلى كه آن حضرت را از انجام مقاصد خويش و رهبرى كامل امت و هدايت علمى و ديگر ابعاد امامت بازداشت توجه نمائيم، بايد در آن دوره نيز حضور امام را بصورت فعال و نسبى بدانيم.
چنانكه زندگى ديگر ائمه معصومين عليهم السلام نيز مواردى ديگر از حضور فعال نسبى امامت محسوب مىگردد. زيرا هر كدام از ائمه در طول حيات خود در يك يا چند بعد از مسئوليتهاى امامت فعال بودهاند و شرائط اجتماعى بويژه قدرت جباران و حاكمان زمان از ايفاى نقش امامت در ابعاد ديگر ممانعت بعمل مىآوردهاند.
٣. حضور غير فعال
در شرائط سخت و اختناقآميز جامعههاى دنياگرا و بحران زده معمولاً با وجود حضور امام، فعاليت در زمينههاى رسالت امامت امكانناپذير و غير عملى است، و اين شرائط كه قرآن تعبير به (حَتّٰى إِذَا اِسْتَيْأَسَ اَلرُّسُلُ)١ مىكند گاه آن چنان است كه حتى با طول مدت دعوت نيز كارى از پيش نمىرود و همه تلاشها بىثمر و خنثى مىگردد.
در اين مورد بعنوان مثال مىتوان دوران دعوت حضرت نوح و دوران حضرت
[١] . (حَتّٰى إِذَا اِسْتَيْأَسَ اَلرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جٰاءَهُمْ نَصْرُنٰا): يوسف، آيه ١١٠.