فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٤ - تعريف رهبرى
افكار و شرائط و امكانات خاص، گروهى را طبق آن از لابلاى جريانهاى مخالف و رويدادهاى طبيعى به سوى اهداف خاص سوق مىدهند.
بنابراين تعريف، رهبرى يك جريان عملى است و در عمل ظاهر مىگردد، ولى از عقيده و آرمان و نوعى بينش و تفكر نيز جدا نيست. بديهى است عمل بر طبق عقيده همواره با دشواريها و مشكلات و موانعى مواجه است كه رهبرى را بصورت يك امر پيچيده در مىآورد. و نيز در رسيدن به اهداف خاص همواره رويدادهاى طبيعى و جريانهاى مخالف سد راهند كه بايد با طرحى متكى بر پايههاى فكرى و اعتقادى مشخص شده، از سر برداشته شوند.
رويدادهاى طبيعى و جريانهاى مخالفى كه كار حركت به سوى هدف را دشوار مىسازند ضرورتهاى عملى و واقعيتهاى عينى جامعه هستند، و طرحى كه نتيجه جمع بين عقيده و اين نوع ضرورتهاست در حقيقت همان رهبرى است.
در هر نوع رهبرى بايد اين دو عنصر (عقيده و ضرورتهاى عينى) شناخته شوند و تكنيك لازم براى تلفيق آن دو استنباط گردد.
با توجه به اين بيان روشن مىگردد كه رهبرى يك نوع قدرت و مهارت در بهرهگيرى از امكانات بالفعل و بالقوه به منظور راندن گروه و جامعه از لابلاى ضرورتهاى عملى واقعيتهاى عينى جامعه به سمت اهداف مشخص است.
به همين دليل رهبرى گرچه به دانش وسيع احتياج دارد ولى خود قبل از آنكه يك علم باشد يك فن و هنر و مهارت خاص كاربردى است.
در مورد دو عنصر عقيده و ضرورتهاى عملى بايد توجه داشت كه گاه ايدهها و آرمانهاى خاص بدون آنكه خاستگاه و پايگاه عقيدتى داشته باشد جاى عنصر عقيده و تفكر بنيادين را در رهبرى مىگيرد، و نيز در بسيارى موارد جريانهائى كه از طرف رهبرى ايجاد مىشود جايگزين رويدادهاى طبيعى يا حوادث مخالف مىگردد. ولى در هر دو صورت رهبرى به تكنيك خاص تلفيق آن دو عنصر نيازمند است.
نكته دقيقى كه در درك مفهوم صحيح رهبرى بايد بدان توجه داشت اين است كه بخشى از اين قدرت و تكنيك و طرح خاص به راهيابى از ميان ضرورتهاى عملى