فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨٢ - ٥ روح محبت و دولت
اگر ما به محدوديتهاى نظام اقتصادى اسلام در مورد مالكيت خصوصى و اختيارات مردم نسبت به اموال خود، توجه كنيم و فلسفه و رمز اين محدوديتها را مورد مطالعه قرار دهيم بدون ترديد شبهه منافات حاكميت دولت با استقلال و آزادى فرد در مالكيت را حل شده خواهيم يافت. زيرا وقتى تصرفات مالكانه شخص در اموال خود در اسلام به عدم اضرار محدود مىشود و نمىتواند آن را اتلاف و يا اسراف و تبذير كند و در راههاى نامشروع مصرف كند و كسب و بهرهگيرى هر نوع تصرف در اموال با دهها قانون كنترل مىشود، به سهولت مىتوان از مجموع اين مقررات نتيجه گرفت كه در اسلام فعاليتهاى اقتصادى از آنگونه آزادى برخوردار نيست كه با حاكميت دولت اسلامى در تضاد باشد.
فلسفه مالكيت خصوصى و ماهيت نظام اقتصادى اسلام را مىتوان در رابطه با اين اصل اسلامى كه در گفتار پيامبر (ص) آمده است بدست آورد: «انا اولى بكل مؤمن من نفسه و على اولى به من بعدى» [١] من در رابطه با اختياراتى كه هر مؤمنى دارد اولى بر تصرفم، و على (ع) نيز بعد از من چنين است.
اين حديث اولويت اختيارات رهبرى و دولت اسلامى را نسبت به حقوق فردى، و از آن جمله حق تصرفات مالكانه، ثابت مىكند.
٥. روح محبت و دولت
اسلام نه تنها در بعد نظرى مكتب طرفدار محبت و همزيستى و اخوت و وحدت در جامعه بشرى است اصولاً در عمل نيز نمونه و اسوهاى چون سيره پيامبر (ص) در مناسبات اجتماعى و همچنين در رهبرى سياسى دارد كه قرآن آن را چنين ترسيم مىكند:
(وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ) [٢] اگر تو تندخو و خشن بودى البته از پيرامونت پراكنده مىشدند.
و سپس به همين دليل دستور مىدهد كه:
[١] اصول كافى، ج ١، ص ٤٠٦.
[٢] آل عمران، آيه ١٥٩.