فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٦ - 3 اختيارات قضائى فقيه
چنانكه مقتضاى وارث انبياء، خليفه رسول خدا (ص)، و حجت از جانب امام (ع) بودن نيز آن است كه فقيه مىتواند رأى خود را در زمينههاى مربوط به اين مسئوليتها و احكام بيان نمايد.
[٣] . اختيارات قضائى فقيه
فصل خصومت و رسيدگى به تظلمات و شكايات و صدور حكم براى حل و فصل دعاوى از اهداف كلى و اصيل دعوت انبياء [١] و از خصائص امامت است، و شريعت اسلام اينگونه اختيارات قضائى را شايسته هر كس ندانسته و تصدى آن را مشروط به شرائط خاصى نموده است، و قضاوت و حكم صادر نمودن كسانى را كه فاقد صلاحيت لازم بودهاند، مردود و اطاعت از آن را بر خلاف ايمان تلقى نموده است: (يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحٰاكَمُوا إِلَى اَلطّٰاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ) [٢] . آنها مىخواهند از دادگاه طاغوت حكم بگيرند، درحالىكه به آنها امر شده بود نسبت به طاغوت و احكام وى كفر بورزند. على عليه السلام در مقام تأكيد به اين حقيقت خطاب به شريح قاضى مىگويد: يا شريح قد جلست مجلساً لا يجلسه الا نبى او وصى نبى او شقى٣.
در عصر غيبت امام معصوم اين مقام و مسئوليت بر عهده فقيه عادل گذاشته شده، و حق دادرسى و اظهار رأى براى حل و فصل اختلافات و دعاوى به وى واگذار گرديده است. زيرا فقيه كه وارث پيامبران و خليفه پيامبر اسلام (ص) و حجت از جانب امام (ع) است، اين مسئوليت را نيز از امام (ع) بر عهده خواهد داشت. و اصولاً بعضى از دلائل گذشته صريحاً فقيه را حاكم و قاضى از جانب امام (ع) معرفى كرده است: «فليرضوا به حكماً فانى قد جعلته عليكم حاكماً»٤. در حديثى ديگر امام صادق (ع) فرمود:
انظروا الى رجل منكم يعلم شيئاً من قضايانا فاجعلوه بينكم فانى قد جعلته قاضياً
[١] . نساء، آيه ٦٠، و بقره آيه ٢١٣ و نساء، آيه ١٠٥.
[٢] نساء، آيه ٦٠. در روايت ابى خديجه از امام صادق (ع) آمده است «اياكم ان يحاكم بعضكم بعضا» وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤.
[٣] وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٧.
[٤] همان، ص ٩٨.