فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦١ - 9 ولايت در امور حسبيه
ولايت اذن شامل آن دسته از مسئوليتهاى اجتماعى مىشود كه از شئونات حكومت و اداره جامعه محسوب مىگردد و بدون نظارت دولت، تصدى آن امور موجب هرج و مرج و اختلال در نظام مىشود. مانند مسئوليتهاى مربوط به قوه مقننه و مجريه و قضائيه كه بدون نظارت فقيه، فاقد مشروعيت الهى خواهد بود.
٨. رهبرى سياسى
رهبرى سياسى به مفهوم ولايت در اداره سياسى جامعه اسلامى و مشخصكننده خطمشى سياسى امت و دولت اسلامى و جهت دهنده به حركتهاى سياسى و كنترل كننده شتاب آن، لازمه خليفه، وارث، امين، حاكم و حجت بودن فقيه است و اين نوع ولايت مفاد تعبيرى است كه امير المؤمنين در مورد امامت، آن را با كلمه قطب بيان نمود.
٩. ولايت در امور حسبيه
كلمه حسبيه به معنى اجر و ثواب، معمولاً در كارهائى اطلاق مىشود كه براى رسيدن به اجر فردى و ثواب الهى انجام مىگيرد، و گاه به معنى قربت بكار مىرود. و و از امور حسبيه كارهائى منظور مىگردد كه براى تقرب به خدا انجام داده مىشود.
مورد ولايت حسبيه، كليه امور پسنديده ايست كه شرع اسلام تحقق خارجى آن را قطعاً خواسته است و وظيفه ايجاد آن به شخص معينى موكول نشده است [١] .
اين موارد را در فقه، واجبات و مستجاب كفائى مىنامند، و گاه از آن به مسئوليتهاى ضرورى، و مما لا بد منه و احياناً به حفظ نظم تعبير مىكنند.
معنى ولايت فقيه در امور حسبيه آن است كه وى در انجام اين امور بر ديگران اولويت دارد و كسى حق مزاحمت با او را ندارد. و به عبارت ديگر حق انجام اين امور - مادام كه فقيه حضور دارد - با اوست و در صورت عدم تصدى فقيه و يا عدم حضور او عهده دار اين مسئوليتها افراد با ايمان و باتقوا هستند.
در مواردى از امور حسبيه كه انجام دادن عملى موجب تصرف در حقوق و
[١] . بلغه الفقيه، ص ٣٠٠ چاپ سنگى.