فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٣ - لزوم حكومت از نظر روايات
و جامعيت و جاودانگى دين مبين اسلام است [١] .
لزوم حكومت از نظر روايات
در روايات اسلامى مسئله امامت از جايگاه و اهميت ويژهاى برخوردار است و بجز معنى خاص آن كه بر محور عصمت، مخصوص رسولان و امامان معصوم عليهم السلام است، اصولاً امامت در مفهوم عامى نيز بكار برده شده كه رهبرى غير معصوم و بطور كلى مفهوم حكومت را در بر مىگيرد.
با دقت در مفهوم عام امامت كه در نصوص اسلامى آمده مىتوان دو مرحلهاى بودن حكومت را از ديدگاه اسلامى استنباط نمود.
مرحله نخست بهنگام حضور امام معصوم توسط وى و مرحله دوم در هنگام غيبت امام معصوم كه امامت اضطرارى و حكومت غيابى وظائف ضرورى امامت را بر عهده مىگيرد.
از ميان روايات فراوانى كه در اين مورد آمده است تعدادى را بعنوان نمونه مورد بررسى قرار مىدهيم:
١. پيامبر اكرم (ص) فرمود: لا تصلح الامامة الا لرجل فيه ثلاث خصال ورع يحجزه عن محارم الله و حلم يملك به غضبه و حسن الولاية على مايلى حتى يكون كالاب (كالولد) الرحيم [٢] .
امامت و فرمانروائى شايسته كسى نيست مگر آنكه داراى سه خصلت عمده باشد: داراى قدرت خويشتندارى باشد كه او را از محرمات الهى بازبدارد و چنان بردبار باشد كه بدان وسيله بتواند بر خشم خويش مسلط گردد و داراى حسن تدبير و آن چنان مديريتى باشد كه زير دستان را چون پدر مهربان اداره كند.
مفهوم اين كلام آن است كه آن كس كه واجد شرائط مزبور باشد صلاحيت تصدى امامت و زعامت و اداره حكومت بر مسلمين را دارد.
٢. على عليه السلام فرمود: «و جعل الله... الامامة نظاماً للامة» [٣] .
[١] همان.
[٢] اصول كافى، ج ١، ص ٤٠٧.
[٣] غرر الحكم و در الكلم آمدى، ج ٤، ص ٤٥٧، چاپ دانشگاه.