فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٣ - تعريف رهبرى
عدهاى كه فرمانروايان واقعى بودهاند و يا نامها و نشانهاى گوناگونى شناخته مىشدند اداره مىشده است. و به همين دليل است كه مسأله شرايط يك رهبر صالح و فرمانرواى عادل و چگونگى انتخاب يا انتصاب آن از اساسيترين مسائل حياتى و مشكلات فرساينده جوامع بشرى بوده است و به صورت قديمىترين مشكل سياسى، فرهنگى و تربيتى انسانها در آمده است.
مبحث دوم: رهبرى چيست؟
انسانهائى كه بصورت گروه و مجموعه به هم پيوسته زندگى مىكنند داراى امكانات و نيروهاى بالقوه و بالفعل و مشكلات و موانع و ناهنجاريها و نيز هدفها و آرمانهاى مشخص بوده و آماده كسب امكانات جديد و آرمانهاى پيچيدهترى نيز مىباشند.
در چنين شرايطى نيروى سازماندهندهاى لازم دارند كه با بهرهگيرى از امكانات و نيروهاى موجود و استخراج آنچه بالقوه وجود دارد از ميان انبوه مشكلات و موانع، آن گروه و جمع را به سوى هدفها و آرمانهايشان پيش ببرد. اين نيرو رهبرى است.
از رهبرى به دليل شكلهاى مختلف و شيوههاى متفاوت و پيچيدگيهائى كه دارد مشكل بتوان تعريف جامع و مانعى ارائه داد، ولى آن معنى ارتكازى كه همه از اين مفهوم در ذهن دارند كار تعريف شرح الاسمى آن را آسان مىنمايد. از اينرو مىتوان به تعاريف زير با توجه به آنچه كه در بالا گفته شد اكتفا كرد.
تعريف رهبرى
فرمانروائى فرد يا گروهى كه نماينده قدرتى است، بر گروه ديگر، نوعى رهبرى است. و نيز مىتوان به اطاعت درآوردن گروهى را توأم با نفوذ و قدرت، رهبرى ناميد.
به تعبيرى ديگر رهبرى نوعى جريان عملى است كه فرد يا گروهى با استفاده از