فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٨ - 1 حكم و حاكم و حكومت
حاكميت نيروى فرمانروائى دولت است.
معرف حاكميت، قدرت سياسى است كه معمولاً بمعنى عامل وادار كننده اطاعت گفته مىشود و به تعبير ديگر نفوذى كه دولت در ايجاد تغييرات لازم و رهبرى جريانهاى سياسى و قبولاندن قانون و اوامر خود به ديگران اعمال مىكند قدرت سياسى ناميده مىشود.
قدرت به معنى فلسفى عبارت از تحرك فاعلى است و به تحرك انفعالى هر قدر هم وسيع و سريع باشد قدرت اطلاق نمىشود. و نيز در اصطلاح فلسفى قدرت همواره توأم با علم و آگاهى است و بايد علم تأثيرى در فاعليت داشته باشد و از اين رو همراه با هدف و نتيجه صحيح و خير نيز مىباشد [١] .
ولى قدرت در مفهوم سياسى بيشتر در معنى تحرك بمنظور ايجاد و هدايت تغييرات هدفدار اجتماعى (نفوذ) و فرمانروائى (اطاعت مردم از قانون و اوامر دولت) اطلاق مىشود.
اصطلاحات سياسى اسلامى
از شايعترين اصطلاحات سياسى اصيل اسلامى مىتوان واژههاى: حكم و حاكم و حكومت، امام و امت و امامت، ولايت و والى و ولى امر، امامت و امير و امير المؤمنين، خلافت و خليفه، راعى و رعيت، سلطان و مُلك و مَلِك، و ولى عهد را نام برد.
١. حكم و حاكم و حكومت
حكم در لغت به معنى عام استقرار و ثبوت و اتقان آمده ولى در اصطلاح قرآنى در معنى متمايز كردن حق از باطل و يك طرفه كردن اختلاف و قضاوت بكار رفته است.
(وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ الله) [٢] .
(يٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ) [٣] .
[١] . نهاية الحكمة، ص ٢٦١.
[٢]
مائده، آيه ٤٩.
[٣] ص،
آيه ٢٦.