فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٥ - د - رهبرى مكتبى جهانى بر اساس جهانبينى توحيدى
١. تفكر اصولى و منطقى در زمينه شناخت جهان و فلسفه آفرينش.
٢. نگرش توحيدى و يكتاپرستى، و اختصاص حاكميت جهان به خداى يكتا.
٣. لزوم تسليم در برابر اراده و تشريع خدا كه در وحى و رسالت انبياء متجلى مىگردد.
٤. هدايت انسان و جامعه بر اساس احترام به كرامت و آزادى توأم با مسئوليت انسان و تبديل جامعه بشرى به كاروان عظيم و متشكل و هم عقيده و همراه و هم - هدف (امت واحد).
٥. محصور نشدن در حصارهاى نژادى و قومى و ناسيوناليستى.
رهبرى انبياء در دعوت به قسط و عدالت و هدايت به سوى خدا بر پايه همين اصل بنا نهاده شده و رهبرى در اسلام نيز در همين چارچوب قرار مىگيرد، و رهبرى در نظام امت و ولايت فقيه، كه موضوع اين بحث است، بر همين اصول كلى مبتنى است.
امامت و ولايت فقيه، طرح يك رهبرى مكتبى بر اساس قطبيت و مركزيت ايدئولوژيك و اعتقاد به اسلام است. در اين طرح حاكميت از آن خدا و قوانين ناشى از وحى است و امام يا ولى فقيه، رهبرى امت را براى پذيرش اين حاكميت و اجراى آن بر عهده دارد.
به همين دليل (حاكميت الله و قوانين وحى) رهبرى در طرح امامت و ولايت فقيه مكتبى است، و خط رهبرى نيز توسط خدا و قوانين وحى مشخص شده و چيزى جز حاكميت اصول نيست. و در حقيقت اين خدا و فرامين اوست كه رهبرى و حاكميت را در دست دارد و امام و ولى فقيه نشاندهنده اين خط و راهبرنده آن است. صراط مستقيم كه همان امام است راه خداست و امام خود پيشتاز در اطاعت از فرامين خدا مىباشد.
رهبرى در طرح امامت و ولايت فقيه به معنى قابليت نظارت بر اعمال ديگران و يا به اطاعت كشاندن مردم و يا داشتن قدرتى كه مستلزم اطاعت ديگران باشد و يا هدايت جريانى در جامعه به سمت هدف مطلوب و يا معانى ديگر كه بر اساس تمايلات فردى و خواستههاى شخصى شكل مىپذيرد، نيست، و همين طور