فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٩ - 10 رهبرى بر اساس دموكراسى ارشاد شده
بر ديگر ارزشها ترجيح دهد.
معمولاً در شرائط اشغال نظامى كشور و يا به خطر افتادن وحدت، همبستگى ملى و تماميت ارضى يك كشور، اين نوع رهبرى شكل مىگيرد، و رهبرى ملى با تكيه بر پيوندهاى ملى روح فداكارى و ايثارگرى را احياء و نيروى دفاعى را تقويت مىكند.
با در هم شكستن امپراطوريهاى بزرگ، ملىگرائى و رهبرى ملى رشد يافت و در دوران استعمار جديد بصورت شيوه مدرنى براى سوق دادن ملتها به آرمانگرائى و دور ماندن از واقعيتها و به زنجير كشيدن آنها مورد استفاده قرار گرفت.
١٠. رهبرى بر اساس دموكراسى ارشاد شده
دموكراسى ارشاد شده، سياستى بود كه برخى از رهبران سياسى براى اداره كشورهاى از بند رسته و آزادشده خود انتخاب كردند تا براى مقابله با توطئههاى خارجى و ناآگاهيهائى كه در ميان ملتهاى تازه رهائى يافته وجود دارد، راه ميانهاى را بينابين ديكتاتورى، و دموكراسى مطلق و بىدروپيكر اتخاذ نمايند.
در كشورهائى كه نظامهاى وابسته با حركتهاى انقلابى سرنگون مىگردد، حركت انقلابى همچون آب صاف و زلالى است كه آرام مىجوشد و در مسير جويبار، روان مىگردد. اما در طول راه بنا به شتاب فزايندهاى كه دارد خار و خاشاك و انگلهاى زيادى نيز خود را در جهت جريان آب قرار مىدهند تا آنجا كه آب زلال و گوارا به لجن عفنى مبدّل مىسازند.
با اوج پيروزى انقلابها، خيل انبوه ابن الوقتهاى فرصت طلب و بازيگران سياسى چند چهره و حرفهاى بر كاروان انقلاب مىپيوندند و با استفاده از امكانات گوناگون، فاصله بين رهبرى انقلاب و توده مردم از بند رها شده را پر مىكنند و به اتكاء آزاديهاى موجود گاه تا رأس هرم قدرت نيز پيش مىتازند، و آنگاه كه به قدرت رسيدند نقاب از صورت برمىگيرند و به جان فرزندان انقلابى مىافتند و سرانجام دست به تحريف و مسخ انقلاب مىزنند و دستاوردهاى انقلاب را نابود مىكنند و جامعه را به وضع پيش از انقلاب بازمىگردانند.
در جريان اين تراژدى، دموكراسى از نوع غرب برندهترين ابزار كار و پايه اساسى