فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١١ - مبحث دوم ابعاد و عناصر تشكيل دهنده امامت
تحميل و اجتناب از جباريت و حاكميت نامقبول مردم بر اساس (وَ مٰا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبّٰارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخٰافُ وَعِيدِ)١ از يك سو، و هراس از ناتوانى حكومت انتخابى مردم از انجام مسئوليتها و ترس از سرخوردگى مردم، و سرانجام، وحشت از انحراف مردم و تحريف دين، مشكلات جانكاهى را بوجود مىآورد كه شمهاى از آن را در بيانات امام على عليه السلام مىيابيم:
فلما مضى عليه السلام تنازع المسلمون الامر من بعده فوالله ما كان يلقى فى روعى و لا يخطر ببالى ان العرب تزعج هذا الامر من بعده صلى الله عليه و آله و سلم - عن اهل بيته و لا انّهم منحّوه (منعوه) عنى من بعده فما راعنى الا انثيال الناس على فلان يبايعونه فامسكت يدى حتى رايت راجعه الناس قد رجعت عن الاسلام يدعون الى محق دين محمد صلى الله عليه و آله و سلم فخشيت ان لم انصر الاسلام و اهله ان ارى فيه ثلماً او هدماً تكون المصيبه به على اعظم من فوت ولايتكم التى انما هى متاع ايام قلائل يزول منها ما كان كما يزول السراب او كما يتقشع السحاب فنهضت فى تلك الاحداث حتى زاح الباطل و زهق و اطمان الدين و تنهنه
[٢] .هنگامى كه پيامبر خدا چشم از جهان فروبست در كار خلافت با يكديگر درگير شدند. به خدا سوگند فكر نمىكردم و به دل من نمىگذشت كه مردم زمامدارى و رهبرى را پس از پيامبر از خاندانش بيرون برند و مرا از آن دور كنند. يك باره مرا به هراس انداخت هنگامى كه ديدم مردم به سوى فلانى سرازير شدند تا با وى بيعت كنند. در اين هنگام دست خود را كشيدم تا آنگاه كه بازگشت مردم را ديدم كه از اسلام بر مىگردند و براى نابودى دين دعوت مىكنند. ترسيدم اگر اسلام را يارى ندهم و به كمك پيروان اسلام نشتابم رخنه يا نابودى در دين خواهم ديد، كه مصيبت آن بر من سنگينتر از زمامدارى بر شما كه از دست مىدهم خواهد بود.
در صورتى كه اين زمامدارى بهره چند روز اندك است كه هر چه باشد مىگذرد آنچنان كه سراب مىگذرد و ابرها از هم متلاشى مىگردد. براى پيشگيرى از اين پيامدهاى مصيبت بار بپاخاستم و كوشيدم تا باطل از ميان رفت و اسلام آرامش
[١] . ق، آيه ٤٥.
[٢] نهج البلاغه، نامه ٦٢.