فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٦ - مبحث سوم سياست و رهبرى
و حيثيت و موقعيت اجتماعى و خانواده و درآمد و رفاه و آينده مطمئن خلاصه مىشد، و سياست (پلى تيك) كارى با اصلاح مردم و تربيت و هدايت فكرى و رشد و تعالى انسان آنچنان كه شايسته اوست نداشت، و ايجاد تحول و رشد تكاملى در بعد معنوى و ساختار باطن انسان از حدود مسئوليت سازمان حكومت و پلى تيك خارج بود، و اگر نيازى به دگرگونى ديده مىشد تنها با منطبق ساختن پديدههاى خارجى با آنچه گروه يا جامعه مىخواست (نه آنچه كه مىبايست بخواهد و بطلبد) انجام مىگرفت كلمه سياست و مشتقات آن كه بجاى پلى تيك در زبان عربى و فارسى بكار رفته، گرچه در ابتدا به مناسبت مفهوم اوليه لغوى آن كه در مورد تربيت اسب بكار مىرفته معنى وسيعترى كه شامل تربيت و هدايت نيز باشد منظور گرديده، ولى در جريان عمل در مورد همان معنى معادل پلى تيك استعمال گرديده و از مفهوم زنده تربيت و هدايت جدا گشته است.
بىشك معنى پلى تيك و سياست كه در حقيقت هدف آن خدمت به شهروندان و جامعه است، اگر از اين دو مفهوم (تربيت و هدايت جامعه) تجريد گردد چه بسا در موارد بسيارى تبديل به خيانت شود، و موجب گردد كه بخاطر رفاه مادى - بر اساس نيازهاى بالفعل - رشد و تعالى جامعه و نيازهاى بالقوه و تكامل انسان قربانى شود.
ولى رهبرى، آن نوع مديريت و سياستى است كه بر پايه تربيت و هدايت فرد و جامعه و رشد استعدادها - بر اساس نيازهاى بالقوه و آنچه فرد و جامعه بايد باشد - استوار است، و عنصر تربيت و هدايت و اصالت نيازهاى بالقوه انسان، عمدهترين مشخصه ممتاز آن است. و رهبر بيش از آنكه به ايجاد دگرگونى در پديدههاى اجتماعى بينديشد به تحولات رشد دهنده به انسان و جامعه فكر مىكند، و بجاى محور قرار دادن نيازهاى گذراى بالفعل و رفاه مقطعى زندگى، نيازهاى آينده و رابطههاى بالقوه و پيچيده را مورد نظر قرار مىدهد.
بر اين اساس است كه كشوردارى و سياست توأم با رهبرى (اصلاح و تربيت و هدايت)، بالمآل، خدمت محسوب مىگردد. گرچه در ابتداى امر نتواند امكانات و رفاه لازم را متناسب با نيازهاى موجود و گذرا (براى شهروندان) فراهم سازد.
اين مقتضاى ماهيت پلى تيك به معنى كشوردارى و اداره جامعه و تأمين سعادت