فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨٦ - 7 در اسلام، دولت وسيله است نه هدف
گذاشته شود.
گفته سرتوماس ارنولد ( [١] ٨٦٤-١٩ [٣] ٠) در كتاب تاريخ گسترش اسلام مبنى بر نفى نظام سياسى به معنى غربى آن در اسلام در حقيقت از نوعى تعصب وى در زمينه اثبات دعوتى و تبليغى بودن دين اسلام ناشى مىشود، زيرا وى در اين كتاب سعى كرده است ماسكى را كه مبلغين مسيحى و جمعى از مستشرقين به اسلام زده و چهره آن را خشن و غير منطقى جلوه دادهاند، با دلائل كافى عقب زده و سيماى واقعى اسلام را كه دين تبليغ و دعوت و آئين منطق و عقل است نشان دهد.
از اينرو اسلامى كه وى از مجموعه تحقيقات خود ترسيم مىكند اين است كه:
اسلام از ابتداى امر داراى خصوصيات يك دين دعوتى بود كه كوشيد دلهاى مردم را به خود متوجه سازد آنان را مسلمان كند و در سلك برادر ايمانى درآورد١.
شايد افراط در اين مسأله وى را از پرداختن به مسائل سياسى اسلام و ابعاد ديگر تعليمات اين دين بازداشته و مانند مسيحيت، خصلت تبليغ و دعوت را منافى با قدرت سياسى و دولت حاكم پنداشته است، گرچه در پارهاى از موارد خود به وجود جامعه سياسى و عناصر دولت در زمان پيامبر (ص) اعتراف كرده است [٢] .
در هر حال در پاسخ سخنان كسانى چون على عبد الرزاق در كتاب الاسلام و اصول الحكم كه نظام سياسى را در اسلام نفى مىكنند٣، بايد گفت براى كسانى كه اندك مطالعهاى در قرآن دارند روشن است كه از ديدگاه اين كتاب آسمانى تفكر سياسى هسته مركزى تفكر و حيات يك مسلمان را تشكيل مىدهد و قرآن در همه زمينههاى مربوط به عناصر تشكيل دهنده دولت اعم از ملت و جمعيت تحت عنوان امت و سرزمين تحت عنوان ارض الله و حاكميت و قدرت سياسى تحت عنوان ان الحكم الا لله و حكومت جابران و صالحان، تعاليم لازم را با زبان وحى بيان نموده است. تنها توجه به واژههاى سياسى قرآن براى اثبات اين منظور كافى است و ما در بحثهاى آينده آن را بازتر بيان خواهيم نمود.
[١] تاريخ گسترش اسلام، ترجمه دكتر عزتى، ص ٣٤.
[٢] همان، ص ٢٧.
[٣] براى آگاهى از نظريه اين دانشمند مسلمان مصرى رجوع شود به كتاب سيرى در انديشه سياسى عرب، ص ١٨٢.