فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٤ - فصل دوم صفات و اصول رهبرى
از دست دادن ايمان و اخلاص و گرفتار شدن در دام شرك و كفر است.
٩. اخوت اسلامى پايه مناسبات اجتماعى
اخوت اسلامى شامل كليه مناسبات اجتماعى در جامعه اسلامى است و رابطه رهبرى با مردم نيز از اين حكم كلى مستثنى نيست، و به همين دليل رابطه متقابل رهبر و مردم، رابطه دلسوزى و خيرخواهى است و هيچگاه تفاوت مسئوليتها در جامعه اسلامى موجب جدائى و تفرقه نخواهد شد، و برادرى روح حاكم بر كليه مناسبات فيما بين رهبر و امت خواهد بود (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ) [١] . بر همين اساس در سيره پيامبر اكرم (ص) نقل شده: كان رسول الله يجلس بين ظهرانى اصحابه فيجىء الغريب فلا يدرى ايهم هو [٢] . و مىفرمود: «انى لاكره ان اتميز عليكم». و على عليه السلام مردم انبار را از آن نوع احترامى كه بندگى را جايگزين رابطه اخوت اسلامى مىكند نهى فرمود [٣] . و به يكى از شخصيتهاى نظامى كه پياده امام را كه سواره بود همراهى مىكرد فرمود:
ارجع فان مشى مثلك... فتنه للوالى و مدلة للمؤمن
[٤] .١٠. اصالت و حاكميت ارزشهاى اسلامى
محور اصلى نقش رهبرى در جامعه اسلامى، حاكميت اصول و ارزشهاى اسلامى است، و رهبر ضمن تربيت و هدايت امت، زمينه پذيرش حاكميت قانون خدا و اجراى آن را فراهم مىآورد، و كليه وابستگيها و اسارتهايى را كه موجب طغيان و انحراف انسان از راه خدا و وحى است، از زندگى امت مىزدايد، و ديگر عوامل بازدارنده خارجى را از سر راه وى بر مىدارد (وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ) [٥] .
[١] حجرات، آيه ١٠،
[٢] سنن النبى (علامه طباطبائى)، ص ٦٣.
[٣] نهج البلاغه كلمات قصار، شماره ٣٧ (
و الله ما ينتفع بهذا امرائكم و انكم لتشقون على انفسكم فى دنياكم)
[٤] نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ٣٢٢.
[٥] اعراف، آيه ١٥٧.