فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٥ - فصل دوم صفات و اصول رهبرى
[١] ١. نفى تحميل و اكراه
بر اساس اعتقاد به آزادى و اختيار انسان، شيوه رهبرى در جامعه اسلامى به دور از هرگونه تحميل و اكراهى است كه با كرامت و ارزش والاى انسان و آزادى و اختيار او منافات دارد (لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ)١. و اين نكته در رابطه رهبر و امت از خصائص اسلامى است. على عليه السلام در پاسخ درخواست اجبار مردم بر كانالكشى جهت آبيارى مزارع خشكيده فرمود: «لست ارى ان اجبر احداً على عمل يكرهه» [٢] نظر من اين نيست كه كسى بر كارى كه دوست نمىدارد مجبور شود.
١٢. ذوب در مكتب و تشكيلات
تقوى و عدالت و احساس مسئوليت در برابر خدا و جامعه در وجود رهبر آنچنان حاكم است كه وى هرگز خود را نمىبيند و آنچه براى او مطرح است مكتب و تشكيلاتى است كه حاكميت مكتب را تأمين مىكند. ذوب شدن در مكتب و اراده خدا به حدى است كه او از بهره گرفتن از مواهب مشروع و حقوق شخصى نيز بازمىدارد و او را از خود بيخود مىكند (فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَىٰ آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَٰذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا) [٣] .
١٣. عطوفت و مهرورزى به مردم
رابطه رهبرى با جامعه اسلامى از رابطه برادرى نيز رقيقتر و عاطفىتر است. او چون پدر نسبت به جامعه خويش داراى عطوفت و خصلت مهرورزى است. او مردمش را دوست دارد و به آنها عشق مىورزد و لغزشها و خطاهاى مردم هرگز وى را از مهر پدرى بازنمىدارد (وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ)٤.
[١] بقره، آيه ٢٥٦.
[٢] نهج السعادة، ج ٥، ص ٣٥٩، نامه شماره ١٧٩.
[٣] كهف، آيه ٦.
[٤] آل عمران، آيه ١٥٩.