فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٦ - فصل دوم صفات و اصول رهبرى
[١] [٤] . مسئوليت خواستن
از آنجا كه نظام اسلامى، نظام حكومت قانون و اصول است، ناگزير آنچه در درجه اول اهميت دارد، اشخاص و شخصيتها نيست، بلكه مكتب و اصول مكتب است كه مهم مىباشد. رهبر همواره مسئولان را تحت مراقبت دارد و از آنها مسئوليت مىطلبد، و اين اصل به دو صورت انجام مىگيرد:
الف: نظارت بطور علنى و مسئوليت خواستن و حسابرسى از مسئولان
[٣] ">(فارفع الى حسابك و اعلم ان حساب الله اعظم من حساب الناس)
١.ب: نظارت بطور سرى و مخفيانه توسط اشخاص مورد اطمينان
(ثم تنقد اعمالهم و ابعث العيون من اهل الصدق و الوفاء عليهم)
[٢] .١٥. مراعات معيارهاى گزينش
در مناسبات رهبر با جامعه اسلامى، ضوابط حاكم است نه روابط، و از اين رو مشكلترين مسأله حكومت كه گزينش مسئولان لايق و متعهد است، در اين رابطه به گونهاى دقيق و با سختگيرى كامل حل مىشود. تخلف از اين اصل، مسئوليت عظيمى را ايجاب خواهد نمود و رهبر مسئول كليه اعمال كارگزاران در جامعه اسلامى است
(و انظر فى امور عمالك فاستعملهم اختياراً و لا تولهم محاباة و اثرة فانهم جماع من شعب الجور و الخيانه)
٣.در گزينش مسئولان، مهمترين معيار، كاردانى و امانت است
(و لا تقبلنّ فى استعمال عمّالك و امرائك شفاعة احد إلاّ شفاعة الكفاءة و الامانة)
٤.١٦. اسوه بودن
رهبر خود تجسم عينى مكتب است و به همين دليل بايد در كليه امور اسوه باشد.
او شريك غم و دشواريهاى زندگى مردم خويش است و زندگى او نشانگر همه آلام و شدائدى است كه بر محرومان و بينوايان جامعه مىگذارد
(أ اقنع من نفسى ان يقال
[١] . نهج البلاغه، نامه ٤٠.
[٢] نهج البلاغه، نامه ٥٣.
[٣] همان.
[٤] همان.