فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٦ - د - رهبرى مكتبى جهانى بر اساس جهانبينى توحيدى
به مفهوم تبعيت از مردم و تمايلات و خواستههاى جامعه نيست.
رسالت رهبرى در امامت و ولايت فقيه تطبيق دادن كامل اراده و تفكر و تمايلات خود و جامعه با اراده و فرمان و حاكميت خداست، و به همين دليل رهبر داراى دو پيوند عميق است، از يك سو با خدا و پيوند اعتقادى با مكتب كه رهبر را از هويت شخصى و منيّت خارج و به يك هويت مكتبى و حل شده در مكتب تبديل مىكند، و از سوى ديگر پيوندى با مردم دارد كه او را جوشيده از مردم و زندگيش را براى مردم و او را وقف جامعه مىسازد.
رهبرى در اين طرح براى خود در برابر خدا هيچگونه استقلال و شخصيت و اراده متمايزى قائل نيست، فقط اراده خدا و شخصيت مطلوب خدا است كه در وجودى متجلى مىگردد، و نيز در برابر خلق خدا تمايلات و خواستههاى فرديش در منافع و مصالح عمومى مردم آن چنان حل شده كه او همه چيز را براى مردم و جامعهاش مىطلبد.
پيوند رهبر به مكتب به گونهاى است كه همواره او را از خارج شدن از فرمان خدا و حق و قسط و عدل بازمىدارد، و پيوند وى با مردم نيز بدان گونه است كه وى را از هر نوع خود محورى و سودجوئى و خيانت به منافع و مصالح مردم مانع مىگردد، و در هر دو پيوند پايه اصلى، ايمان و اعتقاد و باورى است كه جان و همه وجود رهبر را لبريز كرده است.
متقابلاً رابطه خدا با امام و ولى فقيه بر پايه وعده نصرت و يارى و امدادهاى غيبى و صيانت از لغزشها و خطاهاست، با اين تفاوت كه امام معصوم است، اما ولى فقيه معصوم نيست ليكن تحت حمايت خاص الهى قرار دارد.
همچنين رابطه مردم با امام و رهبرى ولايت فقيه، رابطه مبتنى بر تمايلات نيست كه قابل تغيير و زودگذر باشد، بلكه يك رابطه اعتقادى و معنوى ثابتى است كه عشق عميق و ديرپاى متقابلى را ايجاد مىكند.
در اينجا لازم است ابتدا خصائص كلى رهبرى در اسلام را مورد بحث قرار داده سپس به بررسى ويژگيهاى رهبرى در دو طرح امامت و ولايت فقيه بپردازيم.