فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٧ - فصل دوم صفات و اصول رهبرى
[٣] ">امير المؤمنين. و لا اشاركهم فى مكاره الدهر او اكون اسوة لهم فى جشوبة العيش)
[١] .١ [٧] . شناخت صحيح از انسان
فلسفه رهبر در اسلام از شناخت انسان سرچشمه مىگيرد و تمامى خصائص آن نيز در رابطه با همين شناخت بدست مىآيد، و ويژگى يك رهبر اسلامى آن است كه انسانشناس است و با همه خصائص او آشناست و شيوه رهبرى هم متناسب با همين خصائص شكل مىگيرد.
ما در اينجا براى تبيين اين رابطه به تعدادى از خصائص انسان كه مرتبط با مسئله رهبرى است اشاره مىكنيم و توضيح آن را به جاى ديگر موكول مىنمائيم:
١. انسان موجودى است داراى شرافت و كرامت و شخصيت ارزشمند (وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ) [٢] .
٢. انسانها هم از يك پدر و مادر آفريده شدهاند (إِنّ [٦] [٤] ٨;ا خَلَقْنٰاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثىٰ)٣.
٣. انسان به مثابه بذر و نهال است (نه ماده خام و خالى) (يٰا أَيُّهَا اَلْإِنْسٰانُ إِنَّكَ كٰادِحٌ إِلىٰ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاٰقِيهِ)٤.
٤. گرچه بخشى از شخصيت انسان اكتسابى است ولى سرمايه ذاتى مشترك الهى نيز دارد (وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) [٥] .
٥. انسان موجودى دو بعدى است. داراى مادهاى جسمانى از عنصر خاك، و جوهرى روحى از ملكوت جهان (ثُمَّ أَنْشَأْنٰاهُ خَلْقاً آخَرَ)٦.
٦. تفاوت بينشها و اختلاف عقيدهها در ميان انسانها فاصله ايجاد مىكند، ولى اين فاصله هرگز عنصر وحدت انسانى و هويت مشترك بشرى را از ميان نمىبرد.
(مٰا كٰانَ اَلنّٰاسُ إِلاّٰ أُمَّةً وٰاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا) ٧ .
٧. اختلاف شكلى و صورى در رنگ و نژاد و زبان و ديگر عناصر مادى، ريشه در نظام آفرينش دارد كه معرفتزاست
[١] . نهج البلاغه، نامه ٤٥.
[٢] اسراء، آيه ٧٠.
[٣] حجرات، آيه ١٣.
[٤] انشقاق، آيه ٦.
[٥] ص، آيه ٧٢.
[٦] مؤمنون، آيه ١٤.
[٧] يونس، آيه ١٩.