فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٣ - 5 ولايت اطاعت و فرمانبرى
فى معصيته الخالق فقد عبده [١] ، و به همين دليل اختصاص به خداى يگانه داشته و از نشانههاى توحيد و يكتاپرستى شمرده شده است.
قرآن به اطاعت كشاندن مردم را استكبار و نوعى دعوى الوهيت مىداند چنانكه در مورد جريان فرعون مىگويد: (فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَط [٦] [٤] ٨;اعُوهُ إِنَّهُمْ كٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِينَ) [٢] فرعون بنى اسرائيل را به استضعاف و ذلت كشانيد و مردم ناگزير به فرمانش درآمدند. اينان مردمى تباهكار بودند.
ولايت اطاعت بخاطر نياز ايفاى رسالت به آن، از جانب خدا به پيامبران تفويض گرديد: (وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ لِيُطٰاعَ بِإِذْنِ الله) [٣] ، و قرآن اطاعت از پيامبر اسلام (ص) را اطاعت از خدا مىشمارد: (مَنْ يُطِعِ اَلرَّسُولَ فَقَدْ أَطٰاعَ الله)٤، و اطاعت امامان را قرين اطاعت پيامبر (ص) و اطاعت از پيامبر و اولو الامر را در طول اطاعت خدا بصورت فريضهاى اجتنابناپذير بيان مىكند: (يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا الله وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ) [٥] . على عليه السلام فرمود:
و اما حقى عليكم فالوفاء بالبيعه و النصيحه فى المشهد و المغيب و الاجابه حين ادعوكم و الطاعه حين آمركم
٦.اطاعت از امام در چهار مرحله قابل تصور است كه دلائل ذكر شده همه آن مراحل را شامل مىگردد:
الف: اطاعت در احكام اوليه شريعت كه بر پيامبر (ص) از طريق وحى نازل شده است.
ب: اطاعت در احكام ثانويه كه در شرايط خاص اضطرار، حرج، ضرر و نظائر آن از طرف امام مقرر مىگردد.
ج: اطاعت از فرامينى كه امام در مورد مصلحتهاى الزامى بصورت احكام متغير اسلام صادر مىنمايد.
د: اوامر عادى و عرفى و فرامين شخصى كه از جانب امام صادر مىگردد.
[١] اصول كافى، ج ٢، ص ٢٧٦.
[٢] زخرف، آيه ٥٤.
[٣] نساء، آيه ٦٤.
[٤] نساء، آيه ٨٠.
[٥] نساء، آيه ٥٩.
[٦] نهج البلاغه، خطبه ٣٤، و بحار الانوار، ج ٢٧، ص ٢٥١.