فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦١ - 3 جواهر الكلام تأليف شيخ محمد حسن نجفى (متوفاى 1266)
يك مسئله مستقل مطرح نمىكند و به بحثهاى پراكنده در اين زمينه در خلال مباحث فوق الذكر اكتفا مىنمايد.
اما در يك مورد، جان كلام را بيان مىكند و با يادى از استاد بزرگش حق مطلب را ادا مىنمايد و مىگويد: آنجا كه شخص منحصر به فرد است براى او واجب عينى است كه ولايت را در قضاوت و امور سياسى و تصدى نظام بر عهده بگيرد و بلكه بايد وى كسب اين مسئوليت را دنبال كند و براى بدست آوردن مقدمات آن تلاش نمايد.
حتى اگر احتياج به آن داشته باشد كه خود را معرفى كند بايد خصوصيات و امتيازات و صفات شايسته خود را برملا نمايد.
وى در پاسخ به اين ايراد كه تصدى ولايت براى انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر است بنابراين، ولايت از مقدمات قدرت است كه قدرت شرط وجوب امر به معروف و نهى از منكر محسوب مىگردد و در وجوب شروط تحصيل شرط (قدرت و تصدى ولايت) واجب نيست مانند استطاعت كه شرط وجوب حج است ولى تحصيل استطاعت واجب نيست، مىگويد:
اطلاق آيات [١] و ادلّه امر به معروف و نهى از منكر [٢] ايجاب مىكند كه تمامى مقدمات آن بايد قبلاً فراهم گردد و جز در موارد عجز ساقط نمىگردد. بنابراين هرگاه قدرت لازم بدست آمد تصدى ولايت در امور قضائى و سياسى و حكومتى واجب خواهد بود.
قدرت در تصدى ولايت و امر به معروف و نهى از منكر بعنوان شرط وجوب نيامده است بلكه مانند همه تكاليف شرعى است كه قدرت، شرط عقلى انجام آنها محسوب مىگردد.
بنابراين جز در موارد يك عسر و حرج [٣] و ضرر [٤] و امثال آن از عناوين ثانويه كه مسقط تكليف هستند صدق مىكند، بهنگام قدرت، قيام براى تصدى ولايت، واجب خواهد بود.
[١] از آن جمله است آيه ٧١ سوره توبه و آيه ١٠٤ سوره آل عمران.
[٢] رجوع شود به وسائل الشيعة، تأليف شيخ حر عاملى، ج ١١، ص ٣٩٣.
[٣] مائده، آيه ٦.
[٤] رجوع شود به وسائل الشيعة، ج ١٧، ص ٣٤١.