فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٩ - تحولات بىرهبر و رهبريهاى ناشناخته
كاشتند، و با خون مردمى كه آشنا به آن نبودند آبيارى نمودند و تعدادى از روحانيون نيز بدون توجه به عاقبت و حيله دشمن، از آن حمايت كردند.
از سوى ديگر جريانهائى كه به صورت مردمى بوجود مىآيد، معمولاً داراى جهت خاصى است كه وقتى رهبرى مىشوند، در حقيقت رهبر آن جهت را مىشناسد و جامعه را در مسير آن هدايت مىكند، و آن چنان نيست كه رهبرى بتواند به ميل خود به جريانى جهت بدهد و با كسب قدرت، مردم را فراموش كند. او نمىتواند از تحولات عقب مانده يا از مردم پيشى بگيرد زيرا در هر دو مورد رهبر از مردم و جامعه جدا شده و رشد و حركت فردى و جمعى متوقف شده يا به فساد خواهد كشيد.
ولى اين حقيقت تلخ را نيز نمىتوان انكار كرد كه گاه در برخى از جريانها با استفاده از فرصتها و بحرانها و شرائط خاص، تزوير و فريب جاى رهبرى ايثارگرانه را مىگيرد، و در نتيجه رهبران واقعى و دلسوز توسط اهريمنان رهبرنما از صحنه رانده مىشوند. و گاه نيز وسوسههاى ويرانگر، جاى واقعبينى و دلسوزى فعال را مىگيرد، و بويژه در رهبريهاى دسته جمعى، رقبه به خاطر احتمال خطر واهى توسط يكديگر از ميان برداشته مىشوند. و نيز چنان اتفاق مىافتد كه بر سر تفسير اهداف و انتخاب راهها و روشها، اختلاف در رهبرى رخ مىدهد و جريان به انشعاب كشانده مىشود و يا با شايعهسازيها و بحرانهاى تصنعى و ايجاد مشكلات و توطئهها و تهمتها و جريانهاى انحرافى، رهبرى تضعيف، و بسيارى از رهبران از بدنه جريان جدا و منزوى مىگردند، و يا چون آية الله نائينى كه سى سال بعد از پيروزى مشروطيت زنده ماند، ولى ديگر از سياست چيزى نمىگويد، و حتى بنابر نقلى، نسخههاى كتاب تنبيه الامه را جمعآورى مىكند.
در چنين مواردى تشخيص رهبرى واقعى دشوار است. و گاه همچنان ناشناخته مىماند. و يافتن و شناختن رهبران واقعى به مطالعه وسيع و دقت و كنكاش فوق العادهاى نيازمند است.