فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧٩ - فصل دوم صفات و اصول رهبرى
٣٠. تواضع عاقلانه نه خوارى و چاپلوسى.
٣١. تشويق و ايجاد حركت و پويايى.
٣٢. اصلاح خطاها و لغزشهاى ديگران.
٣٣. عفو پذيرفتن عذر خطاكاران.
٣٤. اجتناب از گزافهگوئى و تملق.
٣٥. اجتناب از تملق شنوى و ممانعت از تملقگوئى ديگران نسبت به او.
٣٦. خوددارى از عجله و ميانهروى در اقدام به كارها بر اساس دقت.
٣٧. اجتناب از انتقادهاى كسلكننده و دلسردكننده.
٣٨. نظارت دقيق و مستقيم و تا آنجا كه ممكن است شخصاً عهدهدار نظارت بر امور داشتن و حضور در مجارى امور.
٣٩. خوددارى از كارهاى نفرتآور.
٤٠. جلب اعتماد از طريق صداقت و امانت.
٤١. مسئوليت خواهى از ديگران و خود از مسئول در برابر ديگران دانستن.
٤٢. ايجاد رابطه معنوى و تعميق پيوندها.
٤٣. ايجاد تفاهم به منظور انتقال سريع مسائل به مردم.
٤٤. تقديم حق و رضاى خدا و اجتناب از هواپرستى.
٤٥. نه خوشباورى كامل و نه بدبينى بلكه خوشبينى توأم با دقت و سنجش.
٤٦. تازيانه غضب را فرود آوردن به هنگام ضرورت مانند عقب افتادن يا وقفه يا كندى كارها.
٤٧. خود نفريفتن تا به دام خلق فريبى نيفتادن.
٤٨. بهرهگيرى از تجربيات خود و ديگران.
٤٩. پويائى و ابتكار مداوم و ايجاد تغييرات مناسب.
٥٠. سهيم كردن ديگران در انجام مسئوليتها و بكار گرفتن همه نيروها و امكانات بالقوه و بالفعل.
٥١. آشنا نمودن و راهنمائى مسئولان نسبت به وظائف خود.
٥٢. شناخت انسان، از ميان صفات ضرورى در رهبر هيچكدام به اندازه شناخت