فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٣ - ولى فقيه كدامست؟
بيان)، منطق، اصول فقه، علم رجال، علم درايه و حديث، و علوم قرآن.
براى كسب قدرت استنباط فقهى (اجتهاد) بجز علوم مقدماتى ممارست فقهى به معنى آشنائى با استدلالهاى فقهى و شيوه استنباط فقها و آراء فقهى و مطالعه متون فقه و بررسى كتب معتبر استدلالى فقه نيز ضرورى است. و فقيه كسى است كه در فهم و استنباط هر يك از احكام الهى، ادله اجتهادى آن را (كتاب، سنت، اجماع) به دقت بررسى نموده و با كليه آيات و روايات و اقوال فقها در رابطه با حكم مورد نظر آشنا شده باشد. و در صورت عدم دسترسى به اين ادله و امارت به ادله فقاهتى مسأله، يعنى اصول عمليه و آن سلسله از قواعد عقليه كه اعتبار آن ثابت شده است، مراجعه نموده، و با آگاهى علمى كه به موارد اصول عمليه دارد، با بكار بردن اصل استصحاب، اصل برائت، اصل اشتغال، اصل تخيير يا احتياط، حكم الهى را در آن مورد بدست آورد. بدون داشتن چنين قدرت علمى و نيز بدون بكارگيرى آن در كشف و شناخت احكام الهى عنوان فقيه صادق نخواهد بود.
ولى فقيه كدامست؟
ولى فقيه كه موضوع مسئله ولايت، و عهدهدار مسئوليت ولايت امر و امامت عامه و نيابت در زمان غيبت امام (ع) مىباشد، كسى است كه اولاً: فقيه باشد، يعنى كليه مسئوليتهائى را كه بر عهده مىگيرد و احكامى را كه عمل مىكند از ادله فقهيه به نهج شناخته شده فقهى استنباط، و بدان علم فقهى داشته باشد، زيرا عناوينى مانند «علماء» و «فقها» و «راوى حديث اهل بيت» و «اهل نظر در احكام ائمه» و نظائر آن كه در احاديث گذشته آمده است داشتن چنين صلاحيت علمى را براى آنها كه مىخواهند وارثان پيامبران و خليفه پيامبر اسلام (ص) و حاكم بر مردم و اختياردار مجارى امور مسلمين و مرجع و مقلد آنها باشند، ايجاب مىنمايد.
كسى كه از روى تقليد و صرفاً به گفته ديگران آشنائى با احكام اسلام پيدا كرده است، نمىتواند مصداق اين عناوين و نهايتاً واجد صلاحيت احراز چنين مسئوليتهاى خطيرى باشد.
ثانياً: بايد عادل و متقى باشد، و به اين معنى كه وى بايد داراى چنان نيروى معنوى